بیوگرافی - آرشیو 2017/8

موضوعات
Category

محبوب ترین مطالب
Most visited Postss

ارشیو وبلاک
Archived blog

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 9
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 73
» بازديد سال : 265
» بازديد کل : 265
» اعضا : 0
» مطالب : 155

پسری برای خواستگاری از دختر مورد علاقه اش 25 آیفون ایکس خرید و آنها را به شکل قلب برروی زمین قرارداد!

چن مینگ، یک برنامه نویس بازیهای کامپیوتری با خرید ۲۵ آیفون X و چیدن آنها به شکل یک قلب بر روی زمین از دختر مورد علاقه اش تقاضای ازدواج کرد.


خرید 25 آیفون ایکس

خرید 25 آیفون ایکس

خرید این آیفونها ۲۴۹۷۵ دلار برای او خرج برداشت!

تصاویر این خواستگاری در میان کاربران شبکه های اجتماعی تاکنون بارها بازنشر شده است.


خواستگاری از دختر مورد علاقه

married1.jpg



گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
seemorgh.com/entertainment
منبع: dustaan.com

دسته : ,
برچست ها :

سوسک سه چشم هم ساخته شد+عکس


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
محققان دانشگاهی به طور تصادفی و با کمک ابزارهای ساده ژنتیکی، سوسکی با سه چشم ساخته اند.
محققان دانشگاه ایندیانا به طور تصادفی یک سوسک با سه چشم ساختند. آنها معتقدند این تصادف دانش انسان از تکامل موجودات را افزایش می دهد.

 سوسک سه چشم هم ساخته شد! +عکس


محققان با استفاده از یک ابزار ساده ژنتیک یک چشم اضافی در وسط پیشانی یک سوسک معمولی پرورش دادند. این کشف تصادفی بخشی از مطالعه محققان درباره درک چگونگی شکل گیری سر حشرات بوده است.
 
 سوسک سه چشم هم ساخته شد! +عکس

آرمین موکزک یکی ازمحققان این پروژه می گوید: روند تکامل موجودات بسیار پیچیده است زیرا فقط یک ژن برای رشد چشم، مغز یا بال پروانه به کار نمی رود. در عوض هزاران ژن و دهها فرایند تکاملی در کنار هم به تشکیل هر ویژگی موجود زنده منجر می شوند.ما متوجه شدیم پرورش یک ویژگی تازه در موجودات بیشتر شبیه ساخت یک ساختار تازه از ترکیب ژن های قدیمی و فرایند های تکاملی است.

در نتیجه تکامل یک ویژگی جدید بیشتر اوقات نیازمند تغییرات ژنتیکی کمتر است.
دسته : ,
برچست ها :

فروش دل و جگر فاسد رنگ شده در میدان بهمن +تصاویر


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بهمن حسن بیگی رئیس گشت سیار تعزیرات حکومتی استان تهران اظهار کرد: بر اساس گزارش‌های ارسالی به سازمان تعزیرات حکومتی مبنی بر عرضه موادغذایی فاسد و تاریخ مصرف گذشته در میدان بهمن در قالب گشت سیار تعزیرات به همراه سایر دستگاه‌های نظارتی از جمله بازرسان اصناف از واحدهای عرضه موادغذایی در این منطقه بازرسی صورت گرفت.
رئیس گشت سیار تعزیرات حکومتی استان تهران تصریح کرد: طی بازدید از 5 واحد صنفی عرضه موادغذایی مشخص شد که این واحدها مواد خام دامی از جمله دل، قلوه و جگر یخ زده و تاریخ مصرف گذشته را داخل یخچال نگهداری می‌کنند.
وی افزود:صاحبان این واحدهای صنفی با مشاهده بازرسان سریعا فرآورده‌های گوشتی فاسد و تاریخ مصرف گذشته را از داخل یخچال خارج و به بیرون از مغازه‌ها منتقل کردند.
 فروش دل و جگر فاسد رنگ شده در میدان بهمن
رئیس گشت سیار تعزیرات حکومتی استان تهران گفت: بازرسان سریعا از انتقال اقلام فاسد این واحدهای صنفی متخلف اطلاع یافتند و پس از کشف موادغذایی دامی فاسد و تاریخ مصرف گذشته اقدام به معدوم سازی آن‌ها کردند.
حسن‌بیگی در ادامه تصریح کرد: در بررسی‌های انجام شده مشخص شد که این واحدهای صنفی از رنگ‌های آغشته به خون حیوانی برای تازه نشان دادن محصولات غذایی خود استفاده می‌کردند و در نهایت دل، قلوه و جگرهای فاسد رنگ شده را به واحدهای فروش ساندویچ و جگرکی‌ها می‌فروختند.
رئیس گشت سیار تعزیرات حکومتی استان تهران بیان کرد:به دنبال این بازرسی‌ها بیش 100 کیلوگرم دل، قلوه و جگر یخ زده معدوم شد.
وی در پایان عنوان کرد: پرونده تخلفاتی برای این واحدها تشکیل و جهت رسیدگی به شعبه تعزیرات ارجاع شد.
دسته : ,
برچست ها :

خودروی یک میلیون دلاری با روکش طلا +عکس


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0

خودروی یک میلیون دلاری با روکش طلا که این روزها در نمایشگاه خودروی دبی در معرض نمایش عموم قرار گرفته را مشاهده می‌کنید.

 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی سید حسین علم الهدی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی سید حسین علم الهدی

 

 

بیوکده:سید حسین علم‌الهدی متولد اهواز فرزند آیت الله سید مرتضی علم‌الهدی می‌باشد، وی از فعالان قبل و بعد از انقلاب ایران و فرمانده سپاه هویزه در جنگ ایران و عراق بود، علم‌الهدی در سن ۲۲ سالگی در عملیات نصر کشته شد.

تاریخ تولد : ۱۳۳۷

محل تولد : اهواز، ایران

تاریخ کشته‌شدن : ۱۶/۱۰/۱۳۵۹ (عملیات نصر)

محل کشته‌شدن : هویزه، ایران

نحوه کشته‌شدن : اصابت همزمان گلوله سه تانک به وی

فرماندهی : سپاه هویزه

جنگ : ایران_عراق

وبگاه رسمی : www.alamalhoda.com

 

فعالیت‌ها قبل از انقلاب ۱۳۵۷

حسین علم‌الهدی از ۶ سالگی شروع به آموختن قرآن نمود، در سال ۱۳۴۸ در سن ۱۱ سالگی به تدریس قرآن در مسجد به عنوان مربی مشغول بود.

 

آتش زدن سیرک مصری

اولین مبارزه حسین با دودمان پهلوی سال ۱۳۵۱ در جریان ورود یک سیرک مصری متشکل از رقاصه‌های مصری به اهواز شکل گرفت وی که تنها ۱۴ سال سن داشت با کمک دوستانش در ساعت تعطیلی سیرک چادر سیرک را به آتش می‌کشند که موجب فرار رقاصه‌های مصری می‌گردد.

 

اولین دستگیری

در سال ۱۳۵۳ در جریان مراسم عزاداری روز عاشورا حسین مسیر حرکت دسته‌های عزاداری که می‌بایست دور میدانی که مجسمه شاه در آن قرار داشت بچرخند را تغییر می‌دهد این عمل موجب عصبانیت پلیس می‌شود طی تحقیقات با همکاری ساواک سر نخ‌ها به حسین می‌رسد و ساواک او را در دبیرستان دستگیر می‌کند، پس از دستگیری و بازجویی او را به بند نوجوانان بزهکار منتقل می‌کنند در آن زمان ۱۶ سال سن داشت او بارها توسط روح الله معبر (ساواک اهواز) مورد شکنجه قرار گرفت.

 

تحصیلات

در سال ۱۳۵۶ در رشته مورد علاقه اش تاریخ در دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد در همان سال در مسجد کرامت مشهد با جلسات سید علی خامنه‌ای و آیت الله هاشمی نژاد آشنا شد، در این سال پس از متشنج شدن اوضاع دانشگاه به اهواز برگشت.

 

تشکیل سازمان موحدین

پس از بازگشت حسین هسته مرکزی سازمان موحدین را با همفکرانش در اهواز تشکیل می‌دهد و اقدام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم می‌نماید علاوه بر آن به تکثیر و پخش اعلامیه‌های روح الله خمینی مشغول بودند از مهم ترین اقدامات این گروه می‌توان به ترور پل گریم (مستشار امریکایی و نماینده کنسرسیوم و مدیر ارشد عملیات بهره برداری و تولید نفت مناطق جنوب) و طرح ترور سپهبد جعفریان فرماندار نظامی خوزستان نامبرد که موجب فرار دیگر عناصر از ایران شد.

 

آتش زدن شهربانی کرمان

وی سال ۱۳۵۷ به تلافی آتش زدن مسجد کرمان شهربانی کرمان را به آتش کشید و در این سال مجدداً دستگیر و شکنجه بسیار شد و سپس به اعدام محکوم شد.

 

علم الهدی و انقلاب ۱۳۵۷

ترور غلامحسین دانشی

با صدور فرمان روح الله خمینی مبنی بر تعطیلی مجلس شورای ملی برای همراهی با انقلاب، نخست وزیر شریف امامی و برخی از اعضای مجلس به مخالفت با این امر می‌پردازند و غلامحسین دانشی نماینده مردم آبادان در مجلس خطاب به روح الله خمینی اعلام می‌کند ما اجازه تعطیلی مجلس را نمی‌دهیم و به این یاوه گویی‌ها و حرکت خرابکاران در خیابان پاسخ می‌دهیم حسین و یکی از دوستانش (حجت الاسلام هادی کرمی) در قالب سازمان موحدین اقدام به ترور دانشی در یکی از خیابان‌های تهران می‌کنند و پس از این عمل با تماس تلفنی با روزنامه اطلاعات و روزنامه کیهان این پیام را منتشر می‌نماید ((بسم الله قاسم الجبارین، هرکس بخواهد در روند انقلاب اسلامی و انجام فرامین امام خمینی سد راه حزب الله شود باید هلاک شود. امروز دانشی که یک روحانی دغل و خود فروخته بود و نقش عروسک را در مجلس شورای ملی بازی می‌کرد مورد خشم و غصب فرزندان امام خمینی قرار گرفت این حرکت ما هشداری است به کلیه نمایندگان شورای ملی که در صورت تعطیل نکردن مجلس آنها نیز دچار چنین سرنوشتی خواهند شد، زیرا رهبرمان فرمودند مجلس باید تعطیل شود__نصر من الله و فتح قریب))

 

پایان کار موحدین

پس از اوجگیری انقلاب ۵۷، حسین هدف گروه موحدین که همان هموار سازی راه برای انقلاب بود را پایان یافته می دید و می‌گفت: (برای فاصله نگرفتن از انقلاب مانند گروهای مسلح دیگر اعم ار چپ گراها و سازمان مجاهدین خلق کار گروه موحدین پایان یافته و باید به سیل عظیم انقلاب پیوست و در دل مردم و انقلاب ذوب شد) از این رو اصرار داشت که وجود موحدین دیگر ضرورتی ندارد.

 

حمله به شهربانی و پادگان ارتش

حسین همراه دوستان و جمعی از انقلابیون به ساختمان شهربانی اهواز حمله کردند، پس از تصرف ساختمان و دستگیری عوامل حسین اسلحه خانه را پیدا کرد که در آن انواع سلاح سبک و سنگین و مهمات وجود داشت وی مهمات را برای اینکه بدست گروه‌های منافق نیفتد تخلیه و به جای امن جهت محافظت منتقل کرد.

علم الهدی سپس به همراه سیل عظیم مردم پادگان لشکر ۹۲ زرهی ارتش مستقر در اهواز را تسخیر کردند در این یورش بسیاری از عوامل ارتش از جمله تیمسار اسفندیاری فرماندار نظامی آبادان دستگیر شدند.

 

پس از انقلاب ۱۳۵۷

فعالیت فرهنگی

اعتقاد حسین علم الهدی به فعالیت فرهنگی بیشتر از فعالیت‌های نظامی بود از این رو فکر خود را به مسائل فرهنگی معطوف کرده بود بطوریکه در برهه‌ای از زمان ارتباطش با سپاه پاسداران و سایر ارگان‌ها به حداقل رسید که گاهی اوقات سبب گلایه دوستانش از او می‌شد.

حسین باتشکیل کلاس‌های پی در پی در کانون‌های فرهنگی به آموزش قرآن، نهج البلاغه و تاریخ اسلام به جوانان می‌پرداخت، گاهی برای این کلاس‌ها بیش از ۱۵ ساعت در روز وقت صرف می‌کرد. حسین در تابستان به ۸۰۰ شاگرد پسر و دختر نهج‌البلاغه و درس تاریخ می‌داد.

علم الهدی با حضور در شورای فرماندهی سپاه خوزستان تلاش زیادی برای تقویت بخش‌های فرهنگی آن می‌کرد، سعی داشت گرایش مذهبی پاسداران را تقویت کند.

 

احمد مدنی (استاندار خوزستان و کاندیدای ریاست جمهوری)

حسین علم الهدی نسبت به رفتار و اقدامات احمد مدنی مشکوک بود، او می دید افرادی که سپاه پاسداران به دلیل همکاری با عوامل موسوم به ضد انقلاب و ارتباط با عراق و وارد کردن اسلحه با حکم دادستانی دستگیر می‌کند توسط مدنی آزاد می‌شوند، در خرمشهر تظاهرات وآشوب به پا می‌شود از این رو نسبت به وی حساس شده بود و در پی مدارک برای افشای ماهیت واقعی استاندار بود، وی با کمک دوستانش به جمع آوری اطلاعات در رابطه با مدنی پرداخت، حسین با طراحی اعلامیه‌هایی و قرار دادن مدارکی در آن‌ها سعی در روشن کردن ذهن مردم در ارتباط با فعالیت‌ها و رفتارهای استاندار داشت، این رفتارها در مواقعی موجب پرخاش حسین علم الهدی به احمد مدنی و درگیری لفظی میان این دو بود.

پس از متشنج شدن اوضاع خوزستان حسین به همراه ۶ تن از دوستانش با مدارکی عازم شهر قم (منزل روح الله خمینی) می‌شوند تا اوضاع را به اطلاع وی برسانند، خمینی آنها را برای رسیدگی به این موضوع به شورای انقلاب ارجاع می‌دهد[۸] حسین به همراهی حجت الاسلام هادی کرمی با مدارک به دست آمده به سفارت آمریکا در تهران می‌روند (یک ماه پس از حمله به سفارت توسط دانشجویان پیرو خط امام) در آنجا دانشجویان در حال طبقه بندی، استخراج مدارک و ترجمه آنها بودند، حسین مدارکش را به دانشجویان نشان داده و از آنها می‌خواهد در پی مدارکی در ارتباط با احمد مدنی در اسناد بدست آمده از سفارت باشند که دو روز بعد مدارکی از ارتباط مدنی با سفارت آمریکا بدست می‌آید که توسط دانشجویان مطرح می‌شود، بدین سبب مدنی مجبور به استعفا از استانداری خوزستان و چندی بعد خروج از ایران شد.

 

دوران جنگ

فعالیت در رادیو

حسین هیچگاه دست از کارهای فرهنگی نمی‌کشید در بحبوحه جنگ برنامه‌ای زنده به نام (جهاد در قرآن) را در رادیو اجرا می‌کرد و در آن پیوسته در رابطه با موضوعات (جنگ و جهاد، رابطه مسلمین با دشمن، صفات و شرایط مجاهد و…) سخن می‌گفت.

با شروع جنگ تلاش حسین علم الهدی در جهت سازماندهی نیروهای اعزام شدهٔ سایر نقاط کشور به اهواز بود، تفکرات خاص رئیس جمهور بنی صدر و اعتقاد نداشتن وی به استفاده از نیروهای مردمی کار علم الهدی را سختر می‌کرد عملاً هیچگونه امکاناتی در اختیار آنان قرار نمی‌گرفت از این رو حسین به شدت در پی اسلحه برای مسلح کردن نیروهای داوطلب مردمی بود.

با پیشروی بیش از پیش عراقی‌ها، رسیدن آن‌ها به نزدیکی اهواز و احتمال سقوط این شهر، موجب مداخله آیت الله خامنه‌ای و دکتر مصطفی چمران به عنوان نمایندگان آیت الله خمینی در جنگ و کوتاه آمدن نمایندگان رئیس جمهور شد، از این رو تحرکات نیروهای مردمی آغاز شد، اما هنوز هم فقط در حد شبیخون و عملیات‌های چریکی محدود بود و رئیس جمهور در برنامه‌های نظامی خود جایگاهی برای آنان قائل نبود.

حسین علم الهدی به این مسائل توجهی نداشت و تمام فکر خود را به آماده سازی نیروها و تجهیز آن‌ها معطوف کرده بود.

علم الهدی که از مخالفت فرمانده سپاه در رابطه با شرکتش در عملیات آگاه بود بطور مخفیانه و بدون اجازه فرمانده سپاه به نیروهای عملیات می‌پیوست.

در یکی از این عملیات‌ها که توسط علی غیور اصلی فرماندهی می‌شد حسین در تاریکی شب و بطور مخفیانه به آن‌ها پیوست که هر چه غیور اصلی تلاش می‌کرد جلوی او را بگیرد و او را متقاعد به بازگشت کند نتوانست در این عملیات غیور اصلی کشته شد.

در عملیات شبیخون دیگری که توسط مصطفی چمران و آیت الله خامنه‌ای به پیشنهاد محمد بلالی و حسین علم الهدی تدارک دیده شد و فرماندهی آن به محمد بلالی واگذار شد مجدداً بطور ناگهانی و با تعقیب نیروها تا رودخانه کرخه و پیوستن به آن‌ها شرکت داشت، او به بلالی می‌گفت (من اینطور راحت ترم حالا مثل سایر نیروها در اختیار شما هستم)

حسین وفاداری عشایر عرب را در دل می‌ستود، مشاهده مقاومت آن‌ها در برار تهدید صدام به نابودی خانه هایشان در صورت عدم همکاری با عراق و درخواست سلاح توسط جوانان عشایر برای مقاومت او را تحت تاثیر قرار داده بود، هنوز بسیاری از مردم در هویزه و روستاهای اطراف حاضر به تخلیه محل زندگی خود نشده بودند، از این رو علم الهدی با کشته شدن اصغر گندمکار (اولین فرمانده سپاه هویزه) و پیرزاده تصمیم گرفت مسئولیت سپاه هویزه را قبول کند در آن زمان این منطقه در دل نیروهای عراقی قرار داشت و از سوی ارتش ایران جبهه‌ای فراموش شده بود.

پس از رفتن به اهواز و قبول این مسئولیت حسین و نیروهایش در سپاه هویزه که اغلب از نیروهای بومی منطقه بودند عملیات‌های متعددی انجام دادند که از جمله آن‌ها می‌توان به مین گذاری جادههای منتهی به جبهه جفیر برای زمین گیر کردن عراقی‌ها و سختی در تردد آن‌ها به روستاها اشاره کرد.

عراقی‌ها هر روز به روستاها می‌رفتند و مردم را دعوت به همکاری می‌کردند، مدام به آن‌ها می‌گفتند صدام شما عرب‌ها را دوست دارد و به زودی به مشکلات شما رسیدگی می‌کند خمینی مشکل عرب‌ها را حل نخواهد کرد.

 

ملاقات عشایر عرب با روح الله خمینی در جماران

با شروع تبلیغات گسترده عراق و رهبر آن‌ها صدام حسین علیه ایران در ارتباط با اعلام تمایل عشایر عرب خوزستان برای پیوستن به عراق، حسین علم الهدی بر این عقیده بود که به دنیا بفهماند مردم این منطقه به روح الله خمینی وفادار هستند، از این رو در پی تدارک ملاقات عشایر عرب با آیت الله خمینی در حسینیه جماران تهران بود. علم الهدی این موضوع را با آیت الله خامنه‌ای که در آن زمان در اهواز حضور داشت در میان گذاشت.

سماجت حسین مسئولان را کلافه کرده بود، وی در مدت زمان کوتاهی منطقه هویزه را زنده کرده و بعضی که قصد مهاجرت از آن مناطق را داشتند پشیمان شده بودند، رئیس جمهور بنی صدر خواستار تخلیه این مناطق و اعلام آنجا به عنوان منطقه جنگی بود اما حسین با این امر مخالفت می‌کرد.

حسین علم الهدی برای این ملاقات با بزرگان عشایر صحبت کرده بود، آن‌ها برای این دیدار بسیار مشتاق و لحظه شماری می‌کردند. تا زمان تعیین وقت از سوی دفتر روح الله خمینی حسین مرتباً پیگیر این مسئله بود، بعد از مشخص شدن زمان حسین از استاندار خوزستان درخواست یک قطار برای بردن عشایر عرب به تهران کرد.جدیت حسین استاندار را متقاعد کرد و یک قطار فوق العاده برای این امر اختصاص یافت.

جمع آوری مردم از روستاهای اطراف هویزه که در دید مستقیم عراقی‌ها بود به سختی انجام می‌گرفت، حسین بعضی را در دل شب جمع می‌کرد، همه آماده این ملاقات بودند اعم از سپاهیان، مردم، حتی جمعی از خواهران بسیج که مادر حسین علم الهدی در میان آنان بود.

همگی با قطار راهی تهران شدند، عشایر عرب لباس محلی یک دست پوشیده بودند، با رسیدن قطار به ایستگاه تهران خیل عظیم جمعیت و شعار دادن آن‌ها غوغایی در سالن راه آهن به وجود آورده بود.

اتوبوس‌هایی که توسط یکی از دوستان حسین در تهران مهیا شده بود در جلوی راه آهن آماده بودند صف اتوبوس‌های در حال حرکت در خیابان ولیعصر به سمت شمال تهران چشم همگان را خیره کرده بود، با رسیدن به جماران حسین علم الهدی پیشاپیش عشایر با مشت گره کرده شعار (ما همه سرباز تواییم خمینی__گوش به فرمان تواییم خمینی) را سر می‌داد.

در آنجا به حسین گفتند:(امام در رابطه با مردم منطقه و جنگ تبلیغاتی صدام سخنرانی خواهد کرد گزارش شما را آقای خامنه‌ای به دفتر منتقل کردند) ، حسین علم الهدی دوستی نزدیکی با صادق آهنگران داشت و در واقع حسین بود که آهنگران را برای اولین بار،برای اجرا معرفی کرد که این اجرا در خلال همین دیدار بود و (ای شهیدان به خون غلطان خوزستان درود) نام داشت.

 

پایان زندگی

عملیات نصر (معروف به هویزه)

در ۱۵ دی ۱۳۵۹ رئیس جمهور بنی صدر حمله دیگری (عملیات نصر) را برای آزاد سازی خرمشهر در منطقه هویزه سامان می‌دهد در این عملیات از جمعی از نیروهای سپاه سوسنگرد و هویزه خواسته می‌شود که از دو محور به عنوان نیروی پیاده تانک‌های ارتش را همراهی کنند حسین به عنوان فرمانده سپاه هویزه از محور (جنوب هویزه) چند کیلومتر پیشاپیش تانک‌ها حرکت می‌کنند در ابتدا حسین و یارانش (سپاه پاسداران هویزه و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام) موفق عمل می‌کنند به طوری که در مدت ۵ ساعت از شروع عملیات ۲۰ کیلومتر از اراضی اشغالی را آزاد و چند هزار عراقی را اسیر می‌کنند پس از پاتک عراق، به دلایلی که توضیح آن در قالب این مقاله نمی‌گنجد از سوی فرماندهی ارتش به نیروهای زرهی دستور عقب نشینی داده می‌شود به دلیل نابسامانی اوضاع این دستور به بعضی از واحدها از جمله حسین علم الهدی و ۶۰ تن از یارانش با وجود داشتن بی سیم ابلاغ نمی‌شود و آنها بی خبر از عقب نشینی تانک‌ها در دام نظامیان عراقی می‌افتند و پس از انهدام تعداد زیادی از تانک‌های عراقی و کشته شدن یارانش، حسین توسط گلوله سه تانک مورد اصابت قرار می‌گیرد و کشته می‌شود. در این زمان تنها ۲۲ سال سن داشت.عراقی‏‌ها با تانک از روی اجساد کشتگان هویزه گذشتند، طوری که هیچ اثری از آنها نماند. ۱۶ ماه پس از کشته شدن طی عملیات بیت‌المقدس این اراضی مجدداً بازپس گرفته شد، با تلاش گروه‌های تفحص جنازه‏‌ها به سختی شناسایی شدند. حسین علم الهدی را از قرآنی که در کنارش بود شناختند. قرآنی با امضای آیت الله خمینی و آیت‏ الله خامنه‏ ای. در حالی که می‌خواستند پیکر او را در اهواز به خاک بسپارند مادر او با منتشر کردن وصیت نامه حسین خواسته او مبنی بر دفن در محل شهادت را اعلام می‌کند. با مطلع شدن خانواده‌های هم رزمانی که همراه حسین علم الهدی کشته شده بودند آنها هم تمایل پیدا می‌کنند فرزندانشان را در کنار فرمانده خود به خاک بسپارند و این گونه گلزار شهدای هویزه بنا می‌شود.

 

فیلم زیباتر از زندگی

کارگردان انسیه شاه حسینی فیلمی را به نام زیباتر از زندگی با تهیه‌کنندگی سعید سیدزاده و بازی حامد کمیلی در سال ۱۳۸۹ به عنوان نماینده سینمای دفاع مقدس در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر درباره حسین علم الهدی ساخت.

 

آثار درباره حسین علم الهدی

    کتاب سفر سرخ، موضوع:علم‌الهدی، حسین، (۱۳۵۹ – ۱۳۳۷) سرگذشتنامه نویسنده:نصرت‌الله محمودزاده ناشر: انتشارات خادم الرضا (ع) تعداد صفحه: ۳۸۸

    کتاب ۱۴ سردار، موضوع:جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ – ۱۳۵۹ خاطرات شهیدان پدیدآورنده:احمد امامی‌راد ناشر:مهدیه تاریخ نشر:۲۵/۱۲/۸۰ محل نشر:قم ۱۹۶ صفحه

    کتاب سه روایت از یک مرد، موضوع:علم‌الهدی، حسین نویسنده:محمدرضا بایرامی ناشر:بنیاد شهید انقلاب اسلامی نشر شاهد تاریخ نشر:۱۱/۱۲/۸۶ محل نشر:تهران ۲۰۸ صفحه

    کتاب لحظه‌های آشنا، در این کتاب بیش از صد خاطرهٔ کوتاه و شنیدنی از زندگانی سید حسین علم الهدی ملاحظه می‌گردد نویسنده: سید حمید علم الهدی نشر: هویزه تعداد صفحات: ۹۶ مرکز پخش: تهران- میدان انقلاب- مسجد سید الشهدا- طبقه ۵- واحد ۸- موسسه فرهنگی شهید علم الهدی و شهدای هویزه

    کتاب سیب سرخی که به من دادی، موضوع:قصه‌های زندگی سید حسین علم الهدی، نویسنده:مجید ملا محمدی محل نشر: تهران تعداد صفحه: ۸۸

 

بیوگرافی سید حسین علم الهدی

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی علی صیاد شیرازی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی علی صیاد شیرازی

علی صیاد شیرازی

بیوکده:امیر سپهبد علی صیاد شیرازی (۲۳ خرداد۱۳۲۳-۲۱ فروردین۱۳۷۸) فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده‌است. وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش در تهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ترور شد. مراسم تدفین او با حضور سید علی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا و جمعی از فرماندهان یگانهای مختلف نیروهای مسلح ایران و مردم بر‌گزار شد.

تاریخ تولد : ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ – شهرستان درگز

تاریخ شهادت : ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ – تهران

نحوه شهادت : ترور توسط سازمان مجاهدین خلق

درجه : سپهبد

فرماندهی : فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران – عضو شورای عالی دفاع – معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح – تاسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء – جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح

طول خدمت : ۳۲ سال

عملیاتهای مهم : طریق‌القدس، فتح‌المبین‎، بیت‌المقدس، والفجر ۱، والفجر ۴، والفجر ۸، خیبر،بدر، قادر، عملیات مرصاد

زندگی

علی صیاد شیرازی در ۴ خرداد ۱۳۲۳ ش، در خانواده‌ای متدین و خَیّر به دنیا آمد. محل ولادتش شهرستان درگز از توابع استان خراسان رضوی است. نام مادرش شهربانو و نام پدرش «زیاد» بود که به وی «زیاد خان» می‌گفتند و نام پدربزرگش «صیاد خان» بود. چون از تیره عشایر بودند و اصالتاً تیره عشایرشان مربوط به تیره‌ی «اخت افشار» است که در سرزمینی بین فارس و کرمان امتداد دارد. پدرش شهید در ۱۲ سالگی به همراه برادرانش به درگز کوچ کرده و همان جا هم با خانم شهربانو شجاع ازدواج می‌کند. پدرش ارتشی بود ولی بر خلاف نظامی‌های آن وقت که افراد مذهبی کمتر در آن‌ها دیده می‌شد؛ یک روز نماز و قرائت قرآنش ترک نشد. فردی منضبط و خانواده‌دوست و یک انسان مسئول و وظیفه‌شناس نسبت به شغلش بود و در همان زمان مادرشان هم نماز و حجابش را حفظ می‌کرد. علی، فرزند اول این خانواده ۱۰ نفری بود که ۵ برادر و دو خواهر داشت و تا سن ۴ سالگی در مشهد زندگی کرد.

دوران تحصیل

در ۴ سالگی به واسطه شغل پدر، به گرگان منتقل شدند. در گرگان به دبستان «منوچهری» رفت و دوره متوسطه را تا سال سوم در دبیرستان‌های «هدایت» و «فخرالدین اسعد گرگانی» در شهرهای شاهرود و گرگان طی نمود. در خردادماه سال ۱۳۴۲ از دبیرستان امیرکبیر در تهران در رشته ریاضی دیپلم متوسطه گرفت.

تحصیل در دانشکده افسری

شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۴۳ در آزمون ورودی دانشکده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی پرداخت. سه سال بعد، در مهرماه سال ۱۳۴۶ با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه فارغ‌التحصیل شد. پس از فراغت از تحصیل در شیراز دوره رنجر و چتربازی را با رتبه عالی گذرانده، در اصفهان دوره تخصصی توپخانه را سپری و از سال ۱۳۴۸ به لشگر زرهی تبریز پیوست و خدمت رسمی خود را در نیروی زمینی آغاز نمود.

خدمت در لشگر زرهی تبریز

اولین سمت او افسر دیده‌بان توپخانه و معاون آتشبار بود؛ اما تخصص در جنگ سرنیزه، مدیریت علمی و مقتدرانه از سویی و ایمان و اعتقاد قلبی به عنایات خاصه الهی حاصل از تمسک به نماز، از سوی دیگر عزتی را برای ستوان دوم جوان فراهم ساخته بود که اقبال و ارادت ویژه سپهبد یوسفی- فرمانده لشگر تبریز- و سایر افسران و همکاران به او از نشانه‌های آن بود. در پایان ۹ ماه حضور وی در تبریز، لشگر مزبور منحل گردید، علت اصلی آن فرماندهی لشگر بود که به قول امیر صیاد: «فرمانده محکمی که نه اعلی‌حضرت می‌گفت و نه هیچی».

پس از انحلال لشگر تبریز در اسفندماه سال ۱۳۴۹، به لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه منتقل و در گردان ۳۱۷ توپخانه به عنوان فرمانده آتشبار مشغول به خدمت شد. وی در همان سال اقامت در کرمانشاه -۱۳۵۰- با دختر عموی خود ازدواج نمود.

اعزام به آمریکا برای ادامه تحصیل

اوایل سال ۱۳۵۱ در آزمون اعزام به خارج دانش‌آموختگان دانشکده افسری شرکت کرد و پس از قبولی برای تکمیل تخصص توپخانه به آمریکا اعزام شد. وی دوره سه ماهه تخصص «هوا سنجی بالستیک» را در شهر «فورت سیل» ایالت «اوکلاهاما» با نمره عالی و احراز رتبه اول از میان ۲۰ افسر آمریکایی و ایرانی به پایان رسانید.

فعالیت های سیاسی قبل از انقلاب

شهید صیاد پس از بازگشت به میهن، در اواخر سال ۱۳۵۲ به اصفهان رفت و در دانشکده توپخانه مشغول تدریس گردید و در کنار انجام وظایف نظامی و شغلی، به تدریس زبان انگلیسی به طلاب حوزه علمیه «حاج حسن امامی» می‌پرداخت.

ارتباط با شهید کلاه دوز و اقارب پرست با توجه به عضویت ایشان در گروه مخفی ارتش از نمونه‌های فعالیت سیاسی او در اصفهان است.  وی به عنوان یک نظامی موضع کاملاً مشخصی نسبت به حرکت امام خمینی (ره) و انقلاب داشت، چنانکه به مدت سه روز از نوزدهم بهمن سال ۵۷ تا شامگاه پیروزی انقلاب اسلامی (بیست و دوم بهمن) به اتهام تحریک جوانان و سربازان به شورش و آشوب در پادگان در بازداشت بود و در روزهای پرالتهاب و حساس اولیه پیروزی انقلاب با همکاری آیات عظام «خادمی» و «طاهری» به سوق دادن اوضاع به سوی آرامش و امنیت ایفای نقش نمود.

روایت مادر شهید از علاقه وی به دفاع از خاک وطن

…بعد از گرفتن دیپلم پایش را در یک کفش کرد که برود ارتش، با این نیت که برای خدمت به مردم و دفاع از خاک وطن، هیچ کجا مثل ارتش نمی‌شود. صیاد با اینکه از نظر علمی، خیلی باهوش و مستعد بود، ولی علمی را که در عمل، گره‏ای از کار مردم باز نکند، اصلاً دوست نداشت. بچه‌تر هم که بود، عشق ارتش داشت! در بچگی یک پوتین داشت که هیچ‌وقت نمی‌پوشید! یک بار بغلش کردم و پرسیدم: مادر! چرا هیچ‌وقت این پوتین‌ها را نمی‌پوشی؟ گفت: می‌خواهم سالم بماند تا وقتی بزرگ شدم باهاش برم ارتش، دشمن رو بکشم! آن زمان ۸ سالش بود.

…اندکی بعد از پیوستن علی به ارتش، او متوجه شد که در ارتش شاه، زمینه چندانی برای رسیدن به اهدافش که همانا دفاع از حق مردم و این آب و خاک بود، وجود ندارد، چرا که ارتش پر بود از نیرنگ و ریا و بی‌عدالتی. علی می‌دید که در ارتش، سربازان را گرسنه نگه می‌دارند تا شکم فرماندهان، سیر باشد. به تنها چیزی که در ارتش شاه توجه نمی‌شد، دغدغه دفاع از هویت ملت و مرزهای ایران بود. روزی علی در جواب یکی از برادرانش که او هم می‌خواست جا پای برادر بگذارد و به ارتش برود، گفت: صبر کن! انقلاب که پیروز شد، بعد بیا ارتش. از کنده این ارتش، دودی برای ملت بلند نمی‌شود. لابد می‌دانید که علی در جریان حوادث منتهی به انقلاب، به دلیل خیانت، در لیست سیاه ساواک قرار گرفت و رژیم قصد داشت که ارتشی‌هایی از جنس علی را بکشد؛ تنها به این جرم که امثال علی هرگز از شاه و نوکرانش در ارتش، فرمان نمی‌بردند.

مبارزه با ضد انقلاب در غرب ایران

شهید صیاد شیرازی از ابتدای پیروزی انقلاب تا مهرماه سال ۵۸ در اصفهان بود، در این مدت با همکاری نیروهای نظامی و دوستان انقلابی – که بعداً پاسدار شدند – گروه سی نفره‌ای را تشکیل داده و به حفظ و حراست از پادگان پرداخت.  در مهرماه سال ۱۳۵۸ اخبار ناگواری از کردستان می‌رسید، سقوط پادگان مهاباد و غارت تیپ، خصوصاً قتل‌عام ۲۳ نفر از پاسداران که در پانزدهم مهرماه در حوالی سردشت توسط ضد انقلاب صورت گرفته بود. دکتر چمران، سروان صیاد شیرازی و سرتیپ فلاحی – فرمانده وقت نزاجا – به بانه آمدند، تیمسار در بانه ماند و سایر نفرات با هلی‏کوپتر به پادگان سردشت رفتند.

در مدت ۱۷ روز حضور در منطقه سردشت با فرماندهی دکتر چمران ۹ عملیات چریکی با موفقیت صورت گرفت، حضور وزیر دفاع در صحنه نبرد انگیزه‌های مضاعفی برای خدمت به وجود می‌آورد و نتیجه این همکاری سلب آسایش و عقب‌نشینی نیروهای ضد انقلاب می‌گردد.

تشکیل قرارگاه عملیاتی غرب توسط شهید صیاد

در زمستان سال ۱۳۵۸، قرارگاه عملیاتی غرب در کرمانشاه با فرماندهی شهید صیاد شیرازی تشکیل شد. لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه، لشگر ۱۶ زرهی قزوین، لشگر ۲۸ کردستان و تیپ ۲۳ نیروی مخصوص و تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی هسته اصلی تشکیل قرارگاه بودند.  شهید ناصر کاظمی فرماندار و فرمانده سپاه پاوه نیز ارتباطی تنگاتنگ با قرارگاه برقرار نمود. اولین عملیات پس از تشکیل قرارگاه، آزادسازی مریوان و پاک‌سازی کلیه محورهای مراسلاتی به آن بود.

در همان ایام با بروز برخوردهای سیاسی در میان مسئولین رده‌بالا (شهید بهشتی و روحانیت با بنی‌صدر خائن) و کشیده شدن این اختلافات به میان مردم، قرارگاه عملیاتی غرب باهدف متوجه ساختن مسئولین به مسایل کردستان اعلامیه‌ای صادر کرد و خواستار وحدت و یکپارچگی مسئولین و حمایت از مبارزات در کردستان شد.

بنی‌صدر احساس کرد، قرارگاه در حمایت از شهید بهشتی درآمده و بدین طریق نسبت به عزل شهید صیاد شیرازی از فرماندهی قرارگاه غرب مصمم شد و سرهنگ «عطاریان» معدوم را بجای او منصوب کرد.

شهید صیاد به فرماندهی کردستان منصوب شد، اما عملاً به انزوا کشیده شده بود، «طرح والعادیات» را نوشت، اما رئیس‌جمهور موافقت نکرد. در مدت ۴۴ روز حضور او در منطقه؛ شهرهای «اشنویه» و «بوکان» آزاد و امنیت نسبی در شمال غرب کشور حکم‌فرما گردید.

فرماندهی عملیاتهای جنوب

شهید صیاد شیرازی، امیر سرفراز ارتش اسلام با توانی شگفت و روحیه‌ای کم نظیر در سلسله عملیات پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر ۱، ۲، ۳، ۴، … خیبر و بدر فرماندهی نیروهای ارتش را بر عهده داشت. در تمام عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی می‌شد شخصاً از منطقه بازید می‌کرد و از کار مطمئن می‌شد و بعد در جلسات می‌نشست و با قرائت قرآن کار را روحانی می‌کرد.

شکست حصر آبادان

صحنه اصلی جنگ در خوزستان بود و  آبادان نزدیک به یک سال در حال محاصره و در شرف سقوط بود. نیروهای عراقی به شرق کارون نفوذ نموده و در حال تحکیم موقعیت و پدافند بودند، پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰ یعنی تقریباً یک سال پس از آغاز تجاوز عراق، اولین عملیات آفندی بزرگ ارتش جمهوری اسلامی ایران بنام «ثامن‌الائمه» به اجرا درآمد. در یک شورش برق‌آسا، در مدت دو روز شکست سختی به نیروهای متجاوز وارد شد و با انهدام کامل لشگر ۳ زرهی عراق در شرق کارون محاصره آبادان را در هم شکستند و رویای رژیم بغداد را برای تصرف آبادان و کنترل آب راه اروندرود برای همیشه نقش بر آب شد.

انتصاب به فرماندهی نیروی زمینی

پس از اجرای موفقیت‌آمیز عملیات ثامن‌الائمه، جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی از جمله سرتیپ فلاحی جانشین ستاد مشترک ارتش، سرهنگ فکوری فرمانده نیروی هوایی، سرهنگ نامجوی وزیر دفاع، سرگرد یوسف کلاه دوز، قائم‌مقام عملیاتی سپاه پاسداران و محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر، درحالی‌که با یک فروند هواپیمای «۱۳۰C» از خوزستان به تهران بازمی‌گشتند در اثر سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسیدند.

با شهادت فرماندهان عالی‌رتبه، تغییراتی در کادر بالای ارتش به وجود آمد و با انتصاب «سرتیپ ظهیرنژاد» فرمانده وقت نیروهای زمینی به ریاست ستاد مشترک و سرهنگ توپخانه، علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد.

تشکیل قرارگاه مشترک ارتش و سپاه

با انتصاب به فرماندهی نزاجا به عنوان نخستین اقدام فوری، «قرارگاه مشترک ارتش و سپاه» را در اهواز تشکیل داد و بر مبنای تدبیر کلی و طرح ابلاغی مبنی بر اجرای عملیات در خوزستان بررسی‌های مقدماتی را آغاز نمود.

طراحی عملیات طریق القدس

شهید صیاد تنها دو ماه پس از پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه (علیه‌السلام)، عملیات طریق‌القدس را در سال دوم جنگ (۸ آذرماه سال ۱۳۶۰) با سرعت بسیار و بر پایه تحولات جدید و شور و هیجان ایجادشده در کشور، به عنوان بزرگ‌ترین عملیات خود در مقیاس گسترده، طرح‌ریزی کرد. سازماندهی نیروهای داوطلب باانگیزه شهادت‌طلبی در سازمان سپاه و در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، برجسته‌ترین ویژگی این عملیات بود. عملیات طریق‌القدس در منطقه عمومی بستان آغاز گردید و پس از چهار شبانه‌روز حمله همه‌جانبه زمینی و هوایی، شهر بستان و حدود ۶۰۰ کیلومتر از مناطق اشغالی آزاد و ارتباط میان نیروهای دشمن در شمال و جنوب قطع گردید و رزمندگان اسلام به مرزهای بین‌المللی در منطقه «شیب» و «هورالعظیم» رسیدند.

دستاوردهای کربلای ۱

با اجرای عملیات طریق‌القدس، اولین مرحله از استراتژی جدید تحت عنوان کربلای ۱ با موفقیت به پایان رسید که نتایج زیر را به دنبال داشت:
آزادسازی ۶۵۰ کیلومترمربع از خاک جمهوری اسلامی شامل شهر بستان، حدود ۷۰ روستا، ۵ پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیک چزابه.
تجزیه شدن قوای سپاه سوم عراق که با توانی بیش از ۶ لشکر بخش‌های خوزستان را تحت اشغال داشت. موفقیت ابتکار عبور از منطقه رملی (ماسه‏زار).

عملیات فتح‏ المبین

با خاتمه یافتن عملیات طریق‌القدس، تلاش برای اجرای عملیات بعدی به منظور  جلوگیری از قدرت تصمیم‌گیری، تجدید سازمان و تقویت روحیه دشمن آغاز شد. در این شرایط که نیروهای رزمنده ابتکار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند. منطقه غرب دزفول برای اجرای عملیات در نظر گرفته شد. طرح عملیاتی شماره ۱ فتح المبین در اواخر دی ماه سال ۱۳۶۰ آماده شد و طرح شماره ۲ در ۱۳ اسفند انتشار یافت.

منطقه عمومی فتح المبین در غرب رودخانه کرخه واقع شده است و از شمال به ارتفاعات صعب‌العبورتیشکن، دالپری، چاه نفت و تپه سپتون و از جنوب به ارتفاعات میش داغ، تپه‌های رملی و چزابه (شیب) و شرق به مرز بین‌المللی (در شمال و جنوب فکه) منتهی می‌شود.

در ساعت ۰۰:۳۰ بامداد ۲/۱/۱۳۶۱، عملیات فتح المبین با رمز مبارک یا زهرا (سلام‌الله علیها) آغاز شد.

اهداف عملیات:

آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغال‌شده، همچون سایت ۴ و ۵ رادار و ده‌ها روستای منطقه.

انهدام دو لشکر عراق (۱۰ زرهی و ۱ مکانیزه).

دست‌یابی به خطوط پدافندی مناسب و استفاده از حداقل نیروهای خودی در آن خطوط.

خارج کردن شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول از تیررس آتش توپخانه دشمن.

دور کردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – اندیمشک.

نتایج عملیات:

آزادسازی ۲۵۰۰ کیلومترمربع از خاک جمهوری اسلامی؛ شامل ده‌ها بخش و روستا، سایت ۴ و ۵ رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و … .

نزدیک شدن نیروهای خودی به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.

خارج شدن شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن و دستیابی به چاه‌های نفت ابوغریب در ارتفاعات تینه.

انهدام بیش از ۴ لشکر، ۳۶۱ تانک و نفربر، ۱۸ هواپیما، ۳۰۰ خودرو، ۵۰ توپ و ۳۰ دستگاه مهندسی ارتش عراق.

به غنیمت گرفته شدن ۳۲۰ تانک و نفربر، ۵۰۰ خودرو، ۱۶۵ توپ، ۵۰ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی.

به اسارت در آمدن بیش از ۱۵ هزار تن از نیروهای دشمن.

کشته و مجروح شدن حدود ۲۵ هزار تن از نیروهای دشمن.

-عملیات الی بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر

حرکت به سوی خرمشهر از مناسب‌ترین محور یعنی جاده خرمشهر به اهواز و شرق آن یعنی «رودخانه عرایض» آغاز شد. از سپاه پاسداران، تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله)، تیپ ۱۴ امام حسین (علیه‌السلام)، تیپ ۸ نجف اشرف و از ارتش تیپ یک لشگر ۲۱ حمزه سیدالشهدا به فرماندهی سرتیپ «شاهین راد» و تیپ سه از لشگر ۷۷ خراسان، حضور داشتند.

دهم اردیبهشت‌ماه، مرحله نهایی از دو محور آغاز شد. شهید جاویدالاثر «احمد متوسلیان» و شهید «خرازی» نقش بسزایی در پیش‌روی نیروها داشتند. شهید خرازی با اجازه مستقیم فرمانده نیروی زمینی با ۷۰۰ نفر به خرمشهر حمله کرد و در نهایت این شهر در ساعات اولیه صبح روز سوم خردادماه سال ۱۳۶۱ آزاد شد.

عملیاتهای رمضان و مسلم بن عقیل

عملیات رمضان در تاریخ ۲۲/۴/۶۱ انجام گرفت و سه قرارگاه فجر، فتح و نصر؛ حملات موج گونه شبانه‌ای را به سوی بصره انجام دادند، عراق برای اولین بار از دفاع متحرک استفاده نموده و با توجه به اینکه در خاک خود دفاع می‌کرد و از تانک پیشرفته «تی ۷۲» بهره می‌برد، توانست پس از تحمل تلفات بسیار پدافند نموده و در نهایت خلأ به وجود آمده در جناح شمالی نیروهای ایرانی، عراق را از بزرگ‌ترین شکست نظامی نجات دهد.

پس از عملیات رمضان، ارتش و سپاه پاسداران در سراسر جبهه‌ها اقدام به تقویت نیرو و تجدید سازماندهی و تجهیز قوا نمودند، پس از سه ماه در نهم مهر سال ۶۱ عملیات هجومی جدیدی به نام «مسلم بن عقیل (ع)» با فرماندهی فرمانده نیروی زمینی در محور «سومار» آغاز شد، این عملیات یک آفند ضربتی پرتوان بود و دو یگان ضربتی ارتش و سپاه هسته اولیه آن بودند، تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله نیز به فرماندهی سردار رشید اسلام شهید «حاج ابراهیم همت» حضوری فعال داشت. تصرف ارتفاعات مشرف بر منطقه استراتژیک و رزمی و اخراج کامل دشمن از منطقه سومار حاصل این حمله بود.

نماینده حضرت امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع

پس از عملیات بدر و در اوایل سال ۱۳۶۴ با تصویب شورای عالی دفاع، سازمان ارتش و سپاه جدا شد و مقرر گردید هر یک از دو نیرو با اختیار تام، عملیات مستقل انجام دهند.

در این مقطع نیز (تابستان سال ۱۳۶۵) فرمانده نیروی زمینی همراه با حرکت کلی نظام مقدس جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمن به عنوان عنصری تعیین‌کننده و رکن اصلی طراحی و اجرای عملیات مطرح بود.

شهید صیاد پس از حدود ۵ سال انجام وظیفه در مسئولیت خطیر فرماندهی نیروی زمینی؛ در تیرماه سال ۱۳۶۵ از سمت خود استعفا داد و بلافاصله با پیشنهاد رییس شورای عالی دفاع و تصویب حضرت امام‏خمینی (ره)، به سمت نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد.

او در روز ۱۸ اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۶ به همراه تعداد دیگری از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای عالی دفاع و موافقت امام خمینی (ره) به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.

عملیات غرورآفرین مرصاد

اگر چه تا پایان جنگ تحمیلی، تنها موضوع جنگ و حضور مستمر و مفید در جبهه در اندیشه صیاد شیرازی دور می‌زد، اما عمده فعالیت شاخص نظامی او در پایان جنگ و درگیری با ضد انقلاب در عملیات «مرصاد» شکل گرفت.

او ضد انقلاب را از کردستان می‌شناخت، ضد انقلاب نیز شناخت خوبی از او داشت او همان افسری بود که قبل از آغاز جنگ مانع از تجزیه کردستان شده بود و در نهایت علت اصلی شهادت او همان؛ مبارزات و ضربات مهلکی بود که بر پیکره ضد انقلاب وارد آورده بود.

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل از سوی حضرت امام (ره)، عراق با منافقین مسلح همراه شده و در تاریخ ۵/۳/۱۳۶۷ از طریق سر پل ذهاب به طرف شهر «کرند» حرکت نمود.

سرتیپ صیاد شیرازی سریعاً خود را به کرمانشاه رسانده و با فعال نمودن هوانیروز و سازما‌ندهی نیروها و طراحی عملیات به همراه فرماندهان سپاه به مقابله با منافقین برخاست و در عملیات مرصاد نقش فوق‌العاده‌ای در پیروزی نهایی ایفا نمود. انهدام منافقین و شکست دشمن، فصل شیرینی از پایان هشت سال جنگ بود.

ایران در مقابل نیمی از ارتش دنیا در پوشش حزب بعث، به شکل قهرمانانه‌ای از مرزهای تاریخی خود دفاع نمود، انقلاب در جنگ صدور یافت، مظلومیت ایران انقلابی در جنگ ثابت شد، پرده از چهره تزویر جهان خواران برداشته شد و ایران دوستان و دشمنان خود را شناخت.

فعالیت‌های پس از جنگ

بعد از پایان جنگ تحمیلی سرتیپ صیاد شیرازی در کمسیون‌های شورای عالی دفاع نقشی فعال داشت، به طور جامع و علمی به مسایل اساسی مرتبط با نیروهای مسلح و دفاع مقدس پرداخته و با مطالعه و تحقیق راهکارهای مناسبی در رابطه با بهبود وضعیت دفاعی و تجهیز یگان‌های مختلف ارتش ارائه می‌نمود.

حضور او در شورا باعث تحرک و پویایی مجموعه شد، از جمله مواردی که به پیشنهاد او جلسات متعدد و اقدامات مثبتی در سطح نیروهای مسلح صورت گرفت می‌توان به طرح راهبردی کلی نظام درباره منافقین در چگونگی برخورد با آنان و نیز بهبود بخشیدن به وضعیت دفاعی و عمرانی جزایر و سواحل مناطق دریایی و مسایل کردستان اشاره کرد.

شهید صیاد ضمن تدریس در دانشگاه افسری و مشورت با محققین حوزه و دانشگاه سعی در بررسی تطبیقی جنگ تحمیلی و جنگ‌های صدر اسلام داشت و به طور جدی در این رابطه به تحقیق پرداخت و درعین‌حال خواستار ثبت تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی بود. یکی از فعالیت‌های قبل از شهادت صیاد، تدوین تاریخ جنگ بود. ایشان خود این هیأت را تحت عنوان معارف جنگ تأسیس کرد؛ فرماندهان را به مناطق عملیاتی می‌برد و به صورت عملی معارف جنگ را منتقل می‌کرد.

سرتیپ صیاد شیرازی در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم رهبری به «معاونت بازرسی کل نیروهای مسلح» انتخاب گردید و در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرمانده کل قوا به سمت «جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح» منصوب شد و در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید خجسته غدیر خم به دست مقام معظم رهبری به درجه سرلشگری نائل آمد.

شهادت

شهید علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانه‌اش مورد سوءقصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.

ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح آن روز تیمسار صیادشیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل کارش از خانه خارج شده بود که مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

اهالی محل که از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند که متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات وی بی‌نتیجه ماند و او در بیمارستان به شهادت رسید.

به گفته شاهدان مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به کمین نشسته بود و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست.

در این حال شهید صیاد که سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت ۳ گلوله تروریست واقع شد. در پی این حادثه یک سخنگوی گروهک تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیکوزیا مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

عقده ‏ای که بعد از ۲۰ سال سر باز کرد

ترور صیاد شیرازی در کارنامه تروریستی منافقین از جهات بسیاری قابل تعمق نشان می‌دهد. ادله‌ای که منافقین برای این ترور ارائه می‌کنند حاکی از این است که برای این عمل صرف‌نظر از دلایلی که سازمان به آن اتکا می‌کند باید به دنبال دلایل و انگیزه‌های پنهان دیگری گشت.

دلایل منافقین برای ترور سپهبد صیاد شیرازی در اطلاعیه‌های نظامی آنها حول سه محور جمع‌بندی شده است: نقش صیاد شیرازی در دفاع از تمامیت ارضی ایران در جنگ با عراق، نقش وی در مهار و کنترل غائله کردستان در بدو انقلاب سال ۵۷ و نقش وی در خنثی کردن عملیات موسوم به فروغ جاویدان [عملیات مرصاد] که منافقین با پشتوانه ارتش عراق خاک ایران را مورد تعرض نظامی قراردادند.

امیر سرتیپ صادق گویا از هم‌رزمان شهید صیاد شیرازی می‌گوید: رد پای مؤثر شهید صیاد شیرازی در اتفاقات سال ۵۸ تا سال ۶۰ در کردستان و آرامش و امنیت آن کاملاً مشهود است. سندهایی وجود دارد که یکی از مدیران ارشد اطلاعاتی ارتش عراق در سال ۵۸ برای اولین بار نام سرگرد صیاد شیرازی را در استخبارات عراق مطرح می‌کند و او جزء نیروهای هدف این سازمان برای اسارت یا ترور قرار داشته است.

وی خاطرنشان کرد: این هدف‌گیری در دوران دفاع مقدس و به ویژه در عملیات مرصاد و قلع‌وقمع منافقین و میزان اثرگذاری شهید صیاد شیرازی در آن مزید بر علت شد تا آن‌ها او را به شهادت برسانند.

پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت سپهبد صیاد شیرازی

حضرت آیت‌الله خامنه‏اى، رهبر معظم انقلاب اسلامى در پیامى به مناسبت شهادت سپهبد على صیاد شیرازى پیامى صادر فرمودند. متن پیام بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم‏

من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامى مؤمن و پارسا و پرهیزکار، سپهبد على صیاد شیرازى امروز به دست منافقین مجرم و خون‌خوار و روسیاه به شهادت رسید. این نه اولین و نه آخرین بارى است که دلى نورانى و سرشار از عشق و ایمان و وفادارى به آرمان‌های بلند الهى، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوى زمره جنایتکار و فاسدى که ادامه‏ى حیات خود را در خدمت‌گزاری به دشمنان اسلام دانسته است، قرار مى‏گیرد و دست خائنِ خودفروخته‌اى، نهال ثمربخش انسان والایى را قطع مى‏کند.

او مانند دیگر مردان حق از روزى که قدم در راه انقلاب نهادند همواره سر و جان خود را براى نثار در راه خدا بر روى دست داشتند. سرزمین‌هاى داغ خوزستان و گردنه‏هاى برافراشته‏ى کردستان، سال‌ها شاهد آمادگى و فداکارى این انسان پاک‌نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‏هاى دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگى او حفظ کرده‏است. خطر مرگ کوچک‌تر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوى حقیرتر از آن است که در دل نورانى شایستگان جایى بیابد. کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‌ها روزبه‌روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاک‌دامن و پارسا همچون صیاد شیرازى و شهید لاجوردى بد نامى و سیاه رویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگى خواهد کرد؛ و سردمداران استکبار که با وجود لاف‌زنی‌های ضد تروریستى خود، به امید آن نشسته‏اند که تروریست‌هاى مزدورشان در ایران اسلامى با شهید کردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر ایران اسلامى را هموار کنند، بدانند که خون شهیدان راه حق، ملت مؤمن ما را راسخ‌تر و آشتى‌ناپذیرتر و مقاوم‌تر مى‏سازد. رحمت و فضل بیکران الهى بر روح شهید عزیزمان على صیاد شیرازى و لعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادى منفور و مطرود استکبار.

این‌جانب شهادت این بنده‏ى برگزیده‏ى خدا را به ملت ایران به خصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه‏هاى نور و حقیقت و به خانواده‏ى گرامى و فداکار و بازماندگان محترمش تبریک و تسلیت مى‏گویم و صمیمى‏ترین درود خود را بر روح پاک او و خون به ناحق ریخته‌ی او نثار مى‏کنم.

والسلام على عباد الله الصالحین‏

سید على خامنه‌اى‏

۲۱/۱/۸۷

خاطراتی از شهید صیاد شیرازی

شهید صیاد به روایت مادر

اوایل جنگ، در جلسه‌ای بنی‌صدر، بدون «بسم‌الله» شروع می‌کند حرف زدن. علی به نشانه اعتراض به بنی‌صدر که فرمانده کل قوا بود، می‌گوید: من در جلسه‌ای که اولین سخنرانش، بی آنکه نامی از خدا ببرد، حرف بزند، هیچ سخنی نمی‌گویم! دوستان علی جا به جا نقل می‌کنند که او همان زمان که هنوز خیانت بنی‌صدر علنی نشده بود، بنی‌صدر را علی‌رغم پست‏هایی که داشت، اصلاً تحویل نمی‌گرفت و خیلی با دیده ظن و تردید به بنی‌صدر، به خصوص به استدلال‌های نظامی بنی‌صدر نگاه می‌کرد. می‌دانید که؛ آن زمان بنی‌صدر، خودش را متصل به امام (ره) جا انداخته بود و ایستادن در برابر بنی‌صدر، خیلی هزینه داشت و گاهی به مخالفت با امام (ره)، تفسیر می‌شد.

مردم جلوه‌ی از نور خدا را در چهره‌اش دیده بودند…

عجیب به نماز اول وقت مقید بود. هر جا که بود و مشغول هر کاری که بود، وقت نماز، کارش را تعطیل می‌کرد. به شدت مردمی بود. دوست نداشت حتی وجود یک محافظ، میان او و مردم فاصله بیندازد. خیلی از مجامع و محافل، بی‌تکلف می‌رفت. نماز جمعه، بهشت‌زهرا، راهپیمایی‌ها، امام‌زاده صالح. زیاد امام‌زاده صالح می‌رفت. آنجا که می‌رفت گوشه‌ای می‌نشست و شروع می‌کرد باخدا حرف زدن. فقط در نماز نبود که باخدا سخن می‌گفت. بعضی وقت‌ها بهش می‌گفتم: با کی داری حرف می‌زنی؟! می‌گفت: دارم با خدا صحبت می‌کنم! خیلی علی با خدا بود؛ خیلی! شما می‌دانید چرا تشییع پیکرش آن قدر شلوغ شد؟! چون مردم جلوه‌ی از نور خدا را در چهره‌اش دیده بودند. چون اخلاصش را فهمیده بودند. چون متوجه شده بودند که ولایت‌پذیری صیاد، بند درجه و پست و مقام نبود که با یک باد بیاید و با یک باد برود. قسم می‌خورم اگر آقای خامنه‌ای به او امر می‌کرد که خودت را در تنور داغ بینداز، با رضایت صد در صد قلب، بی هیچ چون و چرایی می‌انداخت. یک بار به من گفت: آقای خامنه‌ای فقط فرمانده کل قوا نیست. فرمانده همه قلب ماست. دقیقاً همان‌گونه آقای خامنه‌ای را دوست می‌داشت که امام خمینی (ره) را.

باری به من، در وصف «آقا» گفت: من لزوم اطاعت از این مرد را، قبل از رهبری، بر خود واجب می‌دانستم. همیشه می‌گفت: سراسر رفتار و گفتار رهبر انقلاب، بر اساس حکمت است. من افتخار می‌کنم تنها مادری هستم که نائب امام زمان، بر بالین خونین پیکر فرزندش نشست و آن را بوسید. «آقا» با این کار ویژه‌شان، قشنگ‌ترین مهر قبولی را بر کارنامه ولایت‌پذیری علی زد. یادش به خیر! یک بار مثل خیلی از مردم، «امیر» صدایش زدم. خندید. بلند خندید و راستش من نفهمیدم خنده‌اش برای خوشحالی بود یا ناراحتی، اما گفت: مادر! من غلام شما هستم، نه امیر شما! یک بار هم بر سر درجه و از این جور چیزها، فهمیده بودم دوست و دشمن، خیلی پشت سرش حرف و حدیث درست کرده‌اند. آن روزها به من می‌گفت: من در درجه اول دارم برای خدا کار می‌کنم، بعد آقای خامنه‌ای. کار کردن برای ولایت، خودش فی نفسه درجه است. این کار اخلاص می‌خواهد، نه درجه.

این قصه یک بچه ۹ ساله است…

هیچ به مال دنیا چشم نداشت. در همان دوران دبستان، دوستی داشت که پدرش رفتگر بود. ما آن زمان هر کاری کردیم که برای علی، یکی از این بارانی‌ها بخریم، نگذاشت که نگذاشت. می‌گفت: هر وقت پدر دوستم توانست برای بچه‌اش بارانی بخرد، شما هم برای من بارانی بخرید! این قصه یک بچه ۹ ساله است ها! هیچ‌وقت به ما اجازه نمی‌داد برای شروع سال جدید تحصیلی، لباس نو برایش بگیریم. می‌گفت: شاید یکی نداشته باشد، تن من ببیند، خوب نیست! سر همین اخلاقش بود که علی همیشه برای من، برای همه، در حکم نور بود. این را همه می‌گویند که چهره صیاد، خیلی نورانی بود. نور اخلاق و فروتنی و مردم‌داری می‌بارید از صورتش. مثل نور مظلومیت!

شهید صیاد به روایت فرزند

قرار بود بهش درجه سرلشگرى بدهند.

گفتیم: «به سلامتى مبارکه بابا.»

خندید. تند و سریع گفت:

«خوش به حالم. امّا درجه گرفتن، فقط ارتقاى سازمانى نیست. وقتی آقا درجه رو بذارن رو دوشم، حس می‌کنم ازم راضین. وقتى ایشون راضى باشن، امام عصر هم راضین. همین برام بسه.»

شهید صیاد به روایت همسر

چشماش پر از اشک می‌شد، امّا اشکش نمی‌ریخت؛ جارى نمی‌شد. خودش را خیلى نگه می‌داشت. در بدترین شرایط اشکش جارى نمی‌شد. فقط یک بار گریه‌اش را دیدم. وقتى امام (ره) را از دست دادیم…

تو باید راضى باشى تا من برم

هرلحظه این احساس را داشتم که هر وقت باشد، شهید می‌شود. همیشه هم بهش می‌گفتم.

می‌گفتم که: «هر وقت باشه، شهید میشی. ولى دوست دارم به این زودی‌ها شهید نشى. هنوز پسرام داماد نشدند. مى خوام خودت دامادشون کنى. »

خواب دیده بود.

دیده بود که یکى از دوست‌های شهیدش آمده ببردش. نمی‌رفته. به ما نگاه می‌کرده و نمی‌رفته.

ما خیلى گریه می‌کرده‌ایم. دوستش به زور دستش را کشیده بوده و برده بودش.

بعد از این خوابش، بهم گفت:

«تو باید راضى باشى تا من برم. خودت رو آماده کن.»

یک انگشتر عقیق برایم فرستاده بود

در زدند. پیک بود. نامه آورده بود.

قلبم ریخت. فکر کردم شهید شده، وصیت‌نامه‌اش را آورده‌اند.

نامه را گرفتم. باز کردم.

یک انگشتر عقیق برایم فرستاده بود; از جبهه.

نوشته بود:

«این انگشتر را فرستادم به پاس صبرها و تحمل‌های تو. به پاس زحمت‌هایی که کشیده‌ای. این را به تو هدیه کردم.»

آرام شدم.

نگاهی اجمالی به شخصیت شهید صیاد شیرازی

در نگاهی اجمالی به شخصیت شهید صیاد شیرازی، مجموعه‌ای کاملاً منسجم از فراهم آمدن خصایل الهی موجد یک انسان کامل دیده می‌شود، او از نظامی بودن، شیعه بودن، ایرانی بودن و بسیجی بودن چیزی کم نداشت.

بدون ذره‌ای تلاش برای مطّلع‌شدن، بدون کوچک‌ترین ادعایی برای بودن و بدون حتی اشاره‌ای به افتخارات و ۷۰ درصد جانبازی پهلوانانه. انسان متعهدی که برای ساختن جهان‌بینی کلی خود نسبت به جهان هستی حداقل ۲۵ سال وقت گذاشت، مطالعه کرد و محاسبه نمود. انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) گمشده ایدئولوژی او بودند و با یافتن آ

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی بهزاد خداویسی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی بهزاد خداویسی

 

 

بیوکده:بهزاد خداویسی (۱۳۴۴) بازیگر و کارگردان ایرانی سینما و تئاتر و تلویزیون است.

زمینه فعالیت : بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر و تلویزیون

ملیت : ایرانی

تولد : ۱۳۴۴

تهران

 

زندگی

بهزاد خداویسی در سال ۱۳۴۴ در تهران زاده شد. لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر خود را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد و بعدها فوق لیسانس نیز گرفت.

او با فیلم «تحفه ها» به سینمای ایران وارد شد و سپس با بازی در فیلم «ضیافت» به کارگردانی مسعود کیمیایی و در کنار بازیگران بسیار مشهور آن زمان همچون فریبرز عرب‌نیا و پارسا پیروزفر توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

او بعدها به تلویزیون راه یافت و با بازی در سریال‌هایی همچون «سرنخ» و «روزگار جوانی» به بازیگری محبوب در تلویزیون بدل شد به طوری که منتقدان اورا عموماً را بازیگری می‌دانند که در تلویزیون موفق تر بوده است.

آخرین اثر او تا به امروز سریال نوروزی «دوباره زندگی» بوده است. ایشان متاهل هستند.

 

فیلم‌شناسی

سینمایی

    ۱ – پایان راه (۱۳۸۵)

    ۲ – آشوبگران (۱۳۷۷)

    ۳ – ایران سرای من است (۱۳۷۷)

    ۴ – محبوبه (۱۳۷۷)

    – یاد سبز لک لکها (به نمایش درنیامده، ۱۳۷۶)

    ۵ – غریبانه (۱۳۷۶)

    ۶ – قاصدک (۱۳۷۵)

    ۷ – بانی چاو (۱۳۷۴)

    ۸ – ضیافت (۱۳۷۴)

    ۹ – عصیان (۱۳۷۳)

    ۱۰ – دره هزار فانوس (۱۳۷۲)

    ۱۱ – من زمین را دوست دارم (۱۳۷۲)

    ۱۲ – پرواز در پرواز (۱۳۷۱)

    ۱۳ – مجسمه (۱۳۷۱)

    ۱۴ – خمره (۱۳۷۰)

    ۱۵ – در جستجوی قهرمان (۱۳۶۷)

    ۱۶ – تحفه‌ها (۱۳۶۶)

 

مجموعه تلویزیونی

    جوانی (مجموعه تلویزیونی، (۱۳۸۰)

    آی آدم‌ها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۹)

    روزگار جوانی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۷)

    سرنخ (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    مدرسه مادربزرگها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    ناگفته‌ها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    سوخته دلان (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۴)

    علاءالدین و چراغ جادو (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۳)

 

بیوگرافی بهزاد خداویسی 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی بهزاد خداویسی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی بهزاد خداویسی

 

 

بیوکده:بهزاد خداویسی (۱۳۴۴) بازیگر و کارگردان ایرانی سینما و تئاتر و تلویزیون است.

زمینه فعالیت : بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر و تلویزیون

ملیت : ایرانی

تولد : ۱۳۴۴

تهران

 

زندگی

بهزاد خداویسی در سال ۱۳۴۴ در تهران زاده شد. لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر خود را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد و بعدها فوق لیسانس نیز گرفت.

او با فیلم «تحفه ها» به سینمای ایران وارد شد و سپس با بازی در فیلم «ضیافت» به کارگردانی مسعود کیمیایی و در کنار بازیگران بسیار مشهور آن زمان همچون فریبرز عرب‌نیا و پارسا پیروزفر توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

او بعدها به تلویزیون راه یافت و با بازی در سریال‌هایی همچون «سرنخ» و «روزگار جوانی» به بازیگری محبوب در تلویزیون بدل شد به طوری که منتقدان اورا عموماً را بازیگری می‌دانند که در تلویزیون موفق تر بوده است.

آخرین اثر او تا به امروز سریال نوروزی «دوباره زندگی» بوده است. ایشان متاهل هستند.

 

فیلم‌شناسی

سینمایی

    ۱ – پایان راه (۱۳۸۵)

    ۲ – آشوبگران (۱۳۷۷)

    ۳ – ایران سرای من است (۱۳۷۷)

    ۴ – محبوبه (۱۳۷۷)

    – یاد سبز لک لکها (به نمایش درنیامده، ۱۳۷۶)

    ۵ – غریبانه (۱۳۷۶)

    ۶ – قاصدک (۱۳۷۵)

    ۷ – بانی چاو (۱۳۷۴)

    ۸ – ضیافت (۱۳۷۴)

    ۹ – عصیان (۱۳۷۳)

    ۱۰ – دره هزار فانوس (۱۳۷۲)

    ۱۱ – من زمین را دوست دارم (۱۳۷۲)

    ۱۲ – پرواز در پرواز (۱۳۷۱)

    ۱۳ – مجسمه (۱۳۷۱)

    ۱۴ – خمره (۱۳۷۰)

    ۱۵ – در جستجوی قهرمان (۱۳۶۷)

    ۱۶ – تحفه‌ها (۱۳۶۶)

 

مجموعه تلویزیونی

    جوانی (مجموعه تلویزیونی، (۱۳۸۰)

    آی آدم‌ها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۹)

    روزگار جوانی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۷)

    سرنخ (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    مدرسه مادربزرگها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    ناگفته‌ها (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)

    سوخته دلان (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۴)

    علاءالدین و چراغ جادو (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۳)

 

بیوگرافی بهزاد خداویسی 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی عباس بابایی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی عباس بابایی

 

 

بیوکده:عباس بابایی (۱۳۲۹ – ۱۳۶۶) سرلشکر خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی شرکت‌کننده در جنگ ایران و عراق و معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در جنگ ایران و عراق کشته شد.

محل تولد : قزوین

تاریخ تولد : ۱۴ آذر ۱۳۲۹

محل مرگ : منطقه عملیاتی سردشت

تاریخ مرگ : ۱۵ مرداد ۱۳۶۶

محل دفن : قزوین

تابعیت : ایرانی

نیرو : نیروی هوایی شاهنشاهی – نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

درجه : سرلشکر خلبان

فرماندهی : پایگاه هشتم شکاری، معاونت عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

جنگ‌ها : جنگ ایران و عراق

 

زندگی و فعالیت‌ها

وی در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در شهر قزوین و در ۱۴ آذر ۱۳۲۹ متولد شد. دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در دبیرستان «نظام وفا» گذراند. پس از گرفتن دیپلم،در سال ۱۳۴۸ در رشتهٔ پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال ۱۳۴۹ به آمریکا اعزام گشت.

 

پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سرپرستی انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان را بر عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق، عباس بابایی به انجام عملیات جنگی هوایی مشغول شد. در سال ۱۳۶۰ ضمن ارتقا به درجهٔ سرهنگ دومی به عنوان فرمانده «پایگاه هشتم هوایی اصفهان» منصوب شد.

او در ۹ آذر ۱۳۶۲ به درجه سرهنگ تمامی ارتقاء یافت و به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد و به تهران عزیمت کرد. وی پس از چهار سال رزم در مقام معاونت عملیات نیروی هوایی، در ۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه «سرتیپی» ارتقا یافت.

 

ازدواج

وی با دختردایی‌اش «ملیحه حکمت» در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۵۴ ازدواج کرد و صاحب دختری به نام «سلما» و دو پسر به نامهای «محمد» و «حسین» شد.

 

مرگ

عباس بابایی در سن ۳۷ سالگی و پس از ۶۰ ماموریت جنگی موفق و پس از یک عملیات برون مرزی در منطقه عملیاتی سردشت در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ با آتش پدافند نیروهای خودی کشته شد. پیکر وی در مزار شهدا در جنوب شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد. حسن روحانی که در سال۱۳۶۴ فرمانده پدافند هوایی وقت بود در مورد نحوه مرگ بابایی می گوید که او به دست نیروهای پدافند هوایی به اشتباه مورد هدف واقع نشد، بلکه هنگام عبور از مرز ایران به دست سربازی بسیجی به اشتباه و به زعم این که هواپیمای دشمن حمله کرده است با شلیک توپ زمینی و اصابت آن به گردنش کشته می شود.

 

مجموعه شوق پرواز

مجموعه شوق پرواز به کارگردانی یدالله صمدی برای نمایش زندگی نامه عباس بابایی ساخته و از شبکه یک سیما پخش گردید.

 

 

بیوگرافی عباس بابایی

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی عباس بابایی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی عباس بابایی

 

 

بیوکده:عباس بابایی (۱۳۲۹ – ۱۳۶۶) سرلشکر خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی شرکت‌کننده در جنگ ایران و عراق و معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در جنگ ایران و عراق کشته شد.

محل تولد : قزوین

تاریخ تولد : ۱۴ آذر ۱۳۲۹

محل مرگ : منطقه عملیاتی سردشت

تاریخ مرگ : ۱۵ مرداد ۱۳۶۶

محل دفن : قزوین

تابعیت : ایرانی

نیرو : نیروی هوایی شاهنشاهی – نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

درجه : سرلشکر خلبان

فرماندهی : پایگاه هشتم شکاری، معاونت عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

جنگ‌ها : جنگ ایران و عراق

 

زندگی و فعالیت‌ها

وی در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در شهر قزوین و در ۱۴ آذر ۱۳۲۹ متولد شد. دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در دبیرستان «نظام وفا» گذراند. پس از گرفتن دیپلم،در سال ۱۳۴۸ در رشتهٔ پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال ۱۳۴۹ به آمریکا اعزام گشت.

 

پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سرپرستی انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان را بر عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق، عباس بابایی به انجام عملیات جنگی هوایی مشغول شد. در سال ۱۳۶۰ ضمن ارتقا به درجهٔ سرهنگ دومی به عنوان فرمانده «پایگاه هشتم هوایی اصفهان» منصوب شد.

او در ۹ آذر ۱۳۶۲ به درجه سرهنگ تمامی ارتقاء یافت و به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد و به تهران عزیمت کرد. وی پس از چهار سال رزم در مقام معاونت عملیات نیروی هوایی، در ۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه «سرتیپی» ارتقا یافت.

 

ازدواج

وی با دختردایی‌اش «ملیحه حکمت» در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۵۴ ازدواج کرد و صاحب دختری به نام «سلما» و دو پسر به نامهای «محمد» و «حسین» شد.

 

مرگ

عباس بابایی در سن ۳۷ سالگی و پس از ۶۰ ماموریت جنگی موفق و پس از یک عملیات برون مرزی در منطقه عملیاتی سردشت در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ با آتش پدافند نیروهای خودی کشته شد. پیکر وی در مزار شهدا در جنوب شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد. حسن روحانی که در سال۱۳۶۴ فرمانده پدافند هوایی وقت بود در مورد نحوه مرگ بابایی می گوید که او به دست نیروهای پدافند هوایی به اشتباه مورد هدف واقع نشد، بلکه هنگام عبور از مرز ایران به دست سربازی بسیجی به اشتباه و به زعم این که هواپیمای دشمن حمله کرده است با شلیک توپ زمینی و اصابت آن به گردنش کشته می شود.

 

مجموعه شوق پرواز

مجموعه شوق پرواز به کارگردانی یدالله صمدی برای نمایش زندگی نامه عباس بابایی ساخته و از شبکه یک سیما پخش گردید.

 

 

بیوگرافی عباس بابایی

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی علی خلیلی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوکده:علی خلیلی در سال ۱۳۷۱ در استان تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم  ادامه داد.

علی خلیلی از سنین نوجوانی با موسسه فرهنگی دینی بهشت آشنا شده و وارد این مجموعه ی فرهنگی شد. او که انگیزه و استعداد خوبی در انجام فعالیت های فرهنگی داشت خیلی زود به یکی از مربیان موفق این مجموعه تبدیل شد و پس از اخذ مدرک دیپلم وارد حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) شد.

موسسه فرهنگی دینی بهشت که فعالیت خود را از سال ۸۲ در کرج آغاز کرده و با تاسیس بیش از ۳۳ هیات در نقاط مختلف این استان قدم بزرگی در فعالیت های مذهبی در این استان برداشت. مسئولین این موسسه از سال ۸۸ فعالیت خود را در استان تهران نیز گسترش داده و با تاسیس بیش از ۱۵ کانون در نقاط مختلف تهران، به انجام امور فرهنگی مشغولند.

از جمله فعالت های فرهنگی این مجموعه می توان به برگزاری اردوهای مختلف از جمله اردوی مشهدالرضا، هیات های هفتگی، حلقه های مطالعاتی (کتاب های شهید مطهری)، باشگاه جودو، فوتسال و شنا اشاره کرد.

تعداد مربیان این مجموعه که برای رسیدن به درجه ی مربی گری باید دوره های مختلف علمی و ورزشی را سپری کنند به بیش از ۳۵۰ نفر می رسد که علی خلیلی یکی از آن ها بود

گفتنی است حدود دوسال پیش، یکی دیگر از مربیان این مجموعه به نام حسین صحرایی نیز شهید شد.

 شهید علی خلیلی ناهی امر به معروف نهی از منکر  قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در مورد درگیری خود با اشراری که سال ۹۰ قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند.

 وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سنشان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی که نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد.

شهید خلیلی با بیان اینکه چاقو به ناحیه گردنم و شاهرگ خورده بود، اظهار کرد: من همان جا افتادم و آن افراد نیز فرار کردند اما یکی از همراهان من که موتور سواری بلد بود آن‌ها را دنبال کرد و شماره پلاکشان را برداشت.

 وی می‌گوید که من نیم ساعت در خیابان افتاده بودم و  ماشینی که دو سرنشین داشت و عازم شمال بود من رو سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند؛ ساعت دوازده و نیم بود که پزشکان گفتند که اگر تا نیم ساعت دیگر مریضتان را به یک بیمارستان مجهز نرسانید وی جان به جان آفرین تسلیم می‌کند.

«دوستان من را به بیست و شش بیمارستان دیگر هم بردند اما هیچ بیمارستانی من را به دلیل اینکه حالم وخیم بود پذیرش نمی‌کرد تا اینکه بالاخره ساعت پنج در بیمارستان عرفان عملم کردند».

 وی با بیان اینکه ضارب نیز به دلیل در اختیار داشتن شماره پلاک اتومبیلش به زندان افتاد گفت که مدت زیادی گذشت و ما چهار الی پنج ماه بعد به دادگاه رفتیم که سردار نقدی نیز حضور داشتند و من دیدم وکیلی گرفته‌اند و خود ایشان پیگیر کارها بودند.

این ناهی امر به معروف و نهی از منکر افزود: در دادگاه  یکی از آن افراد به سه سال زندان و بقیه نیز که همدست بودند به شصت الی هفتاد ضربه محکوم شدند اما همه آن‌ها به قید وثیقه آزاد هستند.

 شهید خلیلی به نقش مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت وقت نیز اشاره کرد و اظهار داشت: البته ناگفته نماند دکتر دستجردی نیز تشریف آوردن و هزینه بیمارستان را حساب کردند.

وی معتقد است که اسم کارش را امر به معروف نمی‌گذارد بلکه آن اقدام را دفاع از ناموس می‌داند و به گفته وی دفاع از ناموس بر هر مسلمانی واجب است.

 شهید خلیلی در پایان با تاکید بر اینکه جز خدا هیچ کسی پشت آدم نیست، خاطرنشان کرد: من آن موقع هم که رفتم با آن افراد درگیر شدم به کسی امید ندوخته بودم به خاطر لبخند آقا رفتم و دفاع کردم.

پیکر شهید ناهی از منکر “حجت الاسلام علی خلیلی” با حضور مسوولان و اقشار مختلف سه شنبه ۵ فروردین ساعت ۹:۳۰ صبح  از مسجد فاطمه زهرا (س) در نارمک به سمت مسجد النبی(ص) تشییع شد.

 نامه شهید علی خلیلی به رهبر انقلاب :

متن زیر نامه شهید علی خلیلی می باشد که ۱۵ روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است.

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

 دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

 من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.

 اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

 ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…

 یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

 من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند،ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.

 آقاجان!

بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟

یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟

 رهبرم!

جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.

 آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت

سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

عکس شهید علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوگرافی و عکس علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

عکس علی خلیلی  در بیمارستان

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

عیادت دوستان علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

 تصاویر علی خلیلی در بیمارستان

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

وداع مادر شهید با پیکر فرزند شهیدش

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوگرافی علی خلیلی
دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی علی خلیلی


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوکده:علی خلیلی در سال ۱۳۷۱ در استان تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم  ادامه داد.

علی خلیلی از سنین نوجوانی با موسسه فرهنگی دینی بهشت آشنا شده و وارد این مجموعه ی فرهنگی شد. او که انگیزه و استعداد خوبی در انجام فعالیت های فرهنگی داشت خیلی زود به یکی از مربیان موفق این مجموعه تبدیل شد و پس از اخذ مدرک دیپلم وارد حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) شد.

موسسه فرهنگی دینی بهشت که فعالیت خود را از سال ۸۲ در کرج آغاز کرده و با تاسیس بیش از ۳۳ هیات در نقاط مختلف این استان قدم بزرگی در فعالیت های مذهبی در این استان برداشت. مسئولین این موسسه از سال ۸۸ فعالیت خود را در استان تهران نیز گسترش داده و با تاسیس بیش از ۱۵ کانون در نقاط مختلف تهران، به انجام امور فرهنگی مشغولند.

از جمله فعالت های فرهنگی این مجموعه می توان به برگزاری اردوهای مختلف از جمله اردوی مشهدالرضا، هیات های هفتگی، حلقه های مطالعاتی (کتاب های شهید مطهری)، باشگاه جودو، فوتسال و شنا اشاره کرد.

تعداد مربیان این مجموعه که برای رسیدن به درجه ی مربی گری باید دوره های مختلف علمی و ورزشی را سپری کنند به بیش از ۳۵۰ نفر می رسد که علی خلیلی یکی از آن ها بود

گفتنی است حدود دوسال پیش، یکی دیگر از مربیان این مجموعه به نام حسین صحرایی نیز شهید شد.

 شهید علی خلیلی ناهی امر به معروف نهی از منکر  قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در مورد درگیری خود با اشراری که سال ۹۰ قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند.

 وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سنشان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی که نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد.

شهید خلیلی با بیان اینکه چاقو به ناحیه گردنم و شاهرگ خورده بود، اظهار کرد: من همان جا افتادم و آن افراد نیز فرار کردند اما یکی از همراهان من که موتور سواری بلد بود آن‌ها را دنبال کرد و شماره پلاکشان را برداشت.

 وی می‌گوید که من نیم ساعت در خیابان افتاده بودم و  ماشینی که دو سرنشین داشت و عازم شمال بود من رو سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند؛ ساعت دوازده و نیم بود که پزشکان گفتند که اگر تا نیم ساعت دیگر مریضتان را به یک بیمارستان مجهز نرسانید وی جان به جان آفرین تسلیم می‌کند.

«دوستان من را به بیست و شش بیمارستان دیگر هم بردند اما هیچ بیمارستانی من را به دلیل اینکه حالم وخیم بود پذیرش نمی‌کرد تا اینکه بالاخره ساعت پنج در بیمارستان عرفان عملم کردند».

 وی با بیان اینکه ضارب نیز به دلیل در اختیار داشتن شماره پلاک اتومبیلش به زندان افتاد گفت که مدت زیادی گذشت و ما چهار الی پنج ماه بعد به دادگاه رفتیم که سردار نقدی نیز حضور داشتند و من دیدم وکیلی گرفته‌اند و خود ایشان پیگیر کارها بودند.

این ناهی امر به معروف و نهی از منکر افزود: در دادگاه  یکی از آن افراد به سه سال زندان و بقیه نیز که همدست بودند به شصت الی هفتاد ضربه محکوم شدند اما همه آن‌ها به قید وثیقه آزاد هستند.

 شهید خلیلی به نقش مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت وقت نیز اشاره کرد و اظهار داشت: البته ناگفته نماند دکتر دستجردی نیز تشریف آوردن و هزینه بیمارستان را حساب کردند.

وی معتقد است که اسم کارش را امر به معروف نمی‌گذارد بلکه آن اقدام را دفاع از ناموس می‌داند و به گفته وی دفاع از ناموس بر هر مسلمانی واجب است.

 شهید خلیلی در پایان با تاکید بر اینکه جز خدا هیچ کسی پشت آدم نیست، خاطرنشان کرد: من آن موقع هم که رفتم با آن افراد درگیر شدم به کسی امید ندوخته بودم به خاطر لبخند آقا رفتم و دفاع کردم.

پیکر شهید ناهی از منکر “حجت الاسلام علی خلیلی” با حضور مسوولان و اقشار مختلف سه شنبه ۵ فروردین ساعت ۹:۳۰ صبح  از مسجد فاطمه زهرا (س) در نارمک به سمت مسجد النبی(ص) تشییع شد.

 نامه شهید علی خلیلی به رهبر انقلاب :

متن زیر نامه شهید علی خلیلی می باشد که ۱۵ روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است.

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

 دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

 من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.

 اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

 ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…

 یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

 من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند،ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.

 آقاجان!

بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟

یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟

 رهبرم!

جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.

 آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت

سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

عکس شهید علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوگرافی و عکس علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

عکس علی خلیلی  در بیمارستان

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

عیادت دوستان علی خلیلی

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

 تصاویر علی خلیلی در بیمارستان

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

وداع مادر شهید با پیکر فرزند شهیدش

بیوگرافی علی خلیلی + عکس

بیوگرافی علی خلیلی
دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی رقیه چهره آزاد


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی رقیه چهره آزاد

 

 

بیوکده:رُقیه چـِهره آزاد (۱۲۸۶ تهران – ۱۳۷۳ خورشیدی) یکی از هنرپیشگان قدیمی سینمای ایران بود.

نام اصلی : رقیه فخرالملوک توکلی

تولد : ۱۲۸۶ خورشیدی

تهران

مرگ : ۱۰ دی ۱۳۷۳ (۸۷ سال)

تهران

مدفن : قطعه هنرمندان بهشت زهرا

نام(های) دیگر : مادر تئاتر و سینمای ایران

سال‌های فعالیت : در سینما از ۱۳۲۷

 

زندگی

او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۱۰ خ. با تئاتر آغاز کرد.

دو فیلم از فیلم‌هایی که او بازی کرده مادر (۱۳۶۸) و سوته دلان اثر علی حاتمی است. رقیه چهره آزاد در سال ۱۳۴۱ از انجمن دوستداران تئاتر، به مناسبت روز جهانی تئاتر دیپلم افتخار دریافت کرد.

همچنین برای بازی در فیلم مادر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در ۸۱ سالگی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به وی اعطا شد. او مسن‌ترین بازیگری است که برنده این جایزه شده‌است.

 

فیلم‌شناسی

بخشی از فیلم‌شناسی:

    طوفان زندگی (۱۳۲۷)

    دستکش سفید (۱۳۳۰)

    پریچهر (۱۳۳۰)

    سایه (۱۳۳۸)

    آقا جنی شده (۱۳۳۸)

    عروسک پشت پرده (۱۳۳۹)

    بچه ننه (۱۳۳۹)

    کی به کیه (۱۳۳۹)

    دختر همسایه (۱۳۴۰)

    آهنگ دهکده (۱۳۴۰)

    علی واکسی (۱۳۴۰)

    دخترها این طور دوست دارند (۱۳۴۰)

    طلای سفید (۱۳۴۱)

    نصیب و قسمت (۱۳۴۱)

    ساحل دور نیست (۱۳۴۱)

    مسافری از بهشت (۱۳۴۲)

    عروس فرنگی (۱۳۴۳)

    دختر ولگرد (۱۳۴۳)

    مرخصی اجباری (۱۳۴۴)

    شاهنامه آخرش خوشه (۱۳۴۵)

    رگبار (بهرام بیضایی – ۱۳۵۱)

    سوته‌دلان (علی حاتمی – ۱۳۵۶)

    زنده باد… (۱۳۵۸)

    ارثیه (۱۳۶۷)

    مادر (علی حاتمی – ۱۳۶۸)

    راز کوکب (کاظم معصومی – ۱۳۶۸)

    عروس (بهروز افخمی – ۱۳۶۹)

    سکوت (علی سجادی حسینی – ۱۳۶۹)

    عشق من، شهر من (علی قوی تن – ۱۳۷۰)

    دلشدگان (علی حاتمی – ۱۳۷۰)

    آن‌ها هیچ کس را دوست ندارند (جعفر سیمایی – ۱۳۷۲)

    الو! الو! من جوجوام! (مرضیه برومند – ۱۳۷۲)

    سه مرد عامی (۱۳۷۲)

    زمین آسمانی (محمدعلی نجفی – ۱۳۷۳)

 

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم مادر

 

بیوگرافی رقیه چهره آزاد

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی کیتی پری


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی کیتی پری

 

 

بیوکده:کاترین الیزابت هادسن (به انگلیسی: Katheryn Elizabeth Hudson)‏ (زادهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) که با نام کِیتی پری (به انگلیسی: Katy Perry)‏ شناخته می‌شود؛ خواننده، ترانه‌سرا و بازیگر اهل آمریکا است.

نام اصلی : کاترین الیزابت هادسن

نام مستعار : کِیتی پری

زادروز : ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴

سنتا باربارا، کالیفرنیا

اهل کشور : آمریکایی

سبک‌ها : پاپ، راک، الکترونیک

کار(ها) : خواننده، ترانه‌سرا، بازیگر

ساز(ها) : آوازخوان، گیتار، پیانو

مدت کار : ۲۰۰۱ – اکنون

ناشر(ها) : تپه قرمز، آیلند رکوردز، کلمبیا رکوردز، کپیتال رکوردز

وب‌گاه    katyperry.com

 

کاترین الیزابت هادسن (به انگلیسی: Katheryn Elizabeth Hudson)‏ (زادهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) که با نامکِیتی پری (به انگلیسی: Katy Perry)‏ شناخته می‌شود؛ خواننده، ترانه‌سرا و بازیگر اهل آمریکا است. او همراه با موسیقی گاسپل (موسیقی مربوط به دین، فرنگ وباورهای مسیحیت) بزرگ شده است. او در سال اول دبیرستان حرفه‌ی موسیقی را با نام کتی هادسون و با انتشار آلبومی با همین نام (کتی هادسون) آغاز کرد که با اقبال روبرو نشد. بعدها او یک تکاهنگ خواند که هیچگاه منتشر نشد. او پس از امضای قرارداد با کپیتول موزیک گروپ نام هنری کِیتی پری را برگزید.

نام کتی پری پس از انتشار نخستین آلبوم اصلیش، یکی از پسرها (one of the boys) در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) بر سر زبان‌ها افتاد. سه ترانه از این آلبوم جز ده آهنگ برتر فهرست ۱۰۰ آهنگ برتر بیلبورد قرار گرفت. (ترانه‌های دختری را بوسیدم (I Kissed A Girl)، داغ و سرد (Hot n Cold) و برخاستن از خواب در وگاس) (Waking Up In Vegas)). او آلبومش را در تور موسیقی اش موسوم به سلام کیتی اجرا کرد. در سال ۲۰۱۰ سومین آلبوم استودیویی کتی پری با نام رویای نوجوانی منتشر شد که در صدر فهرست بیلبورد ۲۰۰ قرار گرفت . پنج ترانه از این آلبوم شامل دختران کالیفرنیا (California Gurls)، رویای نوجوانی (Teenage Dream)، آتش بازی، (Firework)، ای تی (E.T.) و آخرین شب جمعه (تی‌جی‌آی‌اف) (Last Friday Night T.G.I.F) شماره یک شدند. آلبوم رویای نوجوانی اولین آلبوم پرشماره‌یک دار در تاریخ فهرست بیلبورد ۲۰۰ لقب گرفت و کتی پری نخستین خواننده‌ی زنی لقب گرفت که چنین عملکردی داشته است. کتی این آلبوم را در تور کالیفرنیایی رویایی اجرا کرد. این تور به طور ناخالص شصت میلیون دلار درآمد داشت. در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) کتی پری آلبوم رویای نوجوانی را با نام رویای نوجوانی، معجونی کامل دوباره منتشر کرد. او در این سال دو تک‌آهنگ به نام کاملاً هوشیار (Wide Awake) و بخشی از من (Part of Me) را نیز اجرا کرده است.

پری تنها خواننده‌ای است که در بیش از ۵۲ هفته‌ی پیاپی در بین ۱۰ مکان نخست فهرست ۱۰۰ آهنگ برتر بیلبورد قرار گرفته است. در سال ۲۰۱۲ او برای ۸ جایزه گرمی نامزد شد از جمله جایزه گرمی برای بهترین آلبوم سال (برای رویای نوجوانی) و جایزه گرمی برای بهترین ضبط سال (برای آتش بازی). او در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) توسط ام تی‌وی بهترین بازیگر سال نام گرفت. ۳۷ میلیون ترانه او در آمریکا و ۷۶ میلیون عدد در سراسر جهان به فروش رفت. او در مجموعه هفتم مسابقه‌ی آوازخوانی ایکس فاکتور و مجموعه نهم امریکن آیدل به عنوان داور ارشد حضور داشت. پری همچنین دو عطر با نام های بازرگانی پور و موو وارد بازار کرده است. او با دوبله‌ی شخصیت کارتونی اسمورفت در پویانمایی اسمورف وارد دنیای فیلم سازی شد و با بازی در مستند زندگی نامه‌ی خودش با نام کیتی پری: بخشی از من مورد توجه قرار گرفت. کیتی در اکتبر ۲۰۱۰ با بازیگر و کمدین معروف راسل برند ازدواج کرد. اما این دو در دسامبر ۲۰۱۱ از هم جدا شدند. در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) او در رده‌ی چهاردهم فهرست پردرآمدرین های بیلیبورد با ۱۱ میلیون دلار درآمد قرار گرفت.

 

اوایل زندگی

پری با نام کاترین الیزابت هادسن در سانتاباربارای کالیفرنیا زاده شد. پری رگ و ریشه‌ای از پرتغال، آلمان، ایرلند و انگلیس دارد. او فرزند دوم دو کشیش است. او یک خواهر بزرگتر به نام "آنجلا هادسن" و یک برادر کوچکتر به نام "دیوید هادسن" دارد. دایی پری "فرانک پری" (که برادر ناتنی مادرش است) یک کارگردان است.

او همواره همراه والدین مذهبی‌اش بود و بین ۹ تا ۱۷ سالگی در کلیسای آنان آوازهای مذهبی می خواند و با شنیدن موسیقی مذهبی گاسپل (موسیقی مربوط به دین، فرنگ وباورهای مسیحیت) بزرگ شده است و اجازه نداشت تا به آنچه مادرش آنرا موسیقی غیر مذهبی می نامید،گوش بدهد. او همچنین در کمپ‌ها و مدارس مسیحی حضور می یافت. او رقصیدن را در بچگی در ساختمان تفریحات سانتاباربارا آموخت و کارش را با سبک‌های رقص سووینگ، لیندی هاپ، جیتربوگ آغاز کرد. او در دبیرستان دوس پووبلوس پس از سال اول مدرک رشد آموزش همگانی را دریافت کرد و تصمیم گرفت تحصیل را برای پیگیری کار موسیقی ترک کند. او با آوازخوانی شروع کرد چون در دوران بچگی همین کار را با تقلید از خواهرش انجام می داد. خواهر پری با نوارکاست تمرین می کرد و پری وقتی او نبود با نوارها تمرین می کرد. او آوازخوانی را تمرین و برای والدینش اجرا می کرد. پدر و مادرش پیشنهاد کردند که او نزد مربی آواز ادامه دهد. او از فرصت استفاده کرد واز سن ۹ تا ۱۶ سالگی آوازخوانی را نزد مربی‌اش آموخت.

او با تک‌آهنگ اینترنتی خود به نام «Ur So Gay» در سال ۲۰۰۷ و بعد از آن با تک‌آهنگ «I Kissed a Girl» (دختری را بوسیدم) در سال ۲۰۰۸ و سپس با ترانه «Hot n Cold» در همان سال به دنیای شهرت قدم گذاشت. این آهنگ‌ها در بیش از ۲۰ کشور دنیا از جمله آمریکا، کانادا، استرالیا و ایرلند در رتبه‌های بالای جدول‌های موسیقی قرار گرفتند.

 

جوایز

نامزد جوایز ویدئو موزیک ام‌تی‌وی ۲۰۰۸ در پنج رشته برای ویدئو موزیک «دختری را بوسیدم»

نامزد جوایز ویدئو موزیک ام‌تی‌وی برزیل ۲۰۰۸ در بخش هنرمند بین‌المللی

برنده جایزه ویدئو موزیک ام‌تی‌وی اسپانیا ۲۰۱۰ برای موزیک ویدئو «fire work»

نامزد جوایز ویدئو موزیک ام‌تی‌وی ۲۰۱۰ برای بهترین ویدیو پاپ و بهترین ویدیو در بین خواننده‌های زن

نامزد جوایز ویددئو موزیک ام‌تی‌وی ۲۰۱۱ در ۱۰ رشته برای ویدئو موزیکهای"Firework"،"TeenageDream"و"LastFridayNight"

برنده جایزه زن سال مجله بیلبورد آمریکا ، ۲۰۱۲

 

آلبوم‌ها

استدیویی

•             کیتی هادسون (۲۰۰۱)

•             یکی از پسران (۲۰۰۸)

•             رویای نوجوانی (۲۰۱۰)

ریمیکس

•             بیداری در وگاس (۲۰۰۹)

فیلم‌شناسی

تلویزیون

سال

عنوان

نقش

۲۰۰۸

جوان و بی‌قرار

خودش

آتش زن

خودش

۲۰۱۰

امریکن آیدل

داور مهمان

ایکس فاکتور

داور مهمان

خیابان کنجد

خودش

سیمپسون‌ها

خودش

۲۰۱۱

آشنایی با مادر

هانی

۲۰۱۱

استعدادهای درخشان آمریکا

داور مهمان

فیلم‌ها

۲۰۱۲ [بخشی از من] خودش

 

 

 بیوگرافی کیتی پری

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی رقیه چهره آزاد


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی رقیه چهره آزاد

 

 

بیوکده:رُقیه چـِهره آزاد (۱۲۸۶ تهران – ۱۳۷۳ خورشیدی) یکی از هنرپیشگان قدیمی سینمای ایران بود.

نام اصلی : رقیه فخرالملوک توکلی

تولد : ۱۲۸۶ خورشیدی

تهران

مرگ : ۱۰ دی ۱۳۷۳ (۸۷ سال)

تهران

مدفن : قطعه هنرمندان بهشت زهرا

نام(های) دیگر : مادر تئاتر و سینمای ایران

سال‌های فعالیت : در سینما از ۱۳۲۷

 

زندگی

او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۱۰ خ. با تئاتر آغاز کرد.

دو فیلم از فیلم‌هایی که او بازی کرده مادر (۱۳۶۸) و سوته دلان اثر علی حاتمی است. رقیه چهره آزاد در سال ۱۳۴۱ از انجمن دوستداران تئاتر، به مناسبت روز جهانی تئاتر دیپلم افتخار دریافت کرد.

همچنین برای بازی در فیلم مادر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در ۸۱ سالگی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به وی اعطا شد. او مسن‌ترین بازیگری است که برنده این جایزه شده‌است.

 

فیلم‌شناسی

بخشی از فیلم‌شناسی:

    طوفان زندگی (۱۳۲۷)

    دستکش سفید (۱۳۳۰)

    پریچهر (۱۳۳۰)

    سایه (۱۳۳۸)

    آقا جنی شده (۱۳۳۸)

    عروسک پشت پرده (۱۳۳۹)

    بچه ننه (۱۳۳۹)

    کی به کیه (۱۳۳۹)

    دختر همسایه (۱۳۴۰)

    آهنگ دهکده (۱۳۴۰)

    علی واکسی (۱۳۴۰)

    دخترها این طور دوست دارند (۱۳۴۰)

    طلای سفید (۱۳۴۱)

    نصیب و قسمت (۱۳۴۱)

    ساحل دور نیست (۱۳۴۱)

    مسافری از بهشت (۱۳۴۲)

    عروس فرنگی (۱۳۴۳)

    دختر ولگرد (۱۳۴۳)

    مرخصی اجباری (۱۳۴۴)

    شاهنامه آخرش خوشه (۱۳۴۵)

    رگبار (بهرام بیضایی – ۱۳۵۱)

    سوته‌دلان (علی حاتمی – ۱۳۵۶)

    زنده باد… (۱۳۵۸)

    ارثیه (۱۳۶۷)

    مادر (علی حاتمی – ۱۳۶۸)

    راز کوکب (کاظم معصومی – ۱۳۶۸)

    عروس (بهروز افخمی – ۱۳۶۹)

    سکوت (علی سجادی حسینی – ۱۳۶۹)

    عشق من، شهر من (علی قوی تن – ۱۳۷۰)

    دلشدگان (علی حاتمی – ۱۳۷۰)

    آن‌ها هیچ کس را دوست ندارند (جعفر سیمایی – ۱۳۷۲)

    الو! الو! من جوجوام! (مرضیه برومند – ۱۳۷۲)

    سه مرد عامی (۱۳۷۲)

    زمین آسمانی (محمدعلی نجفی – ۱۳۷۳)

 

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم مادر

 

بیوگرافی رقیه چهره آزاد

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی رویا تیموریان


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی رویا تیموریان

 

 

بیوکده:رویا تیموریان (زاده ۲۷ اسفند ۱۳۳۸ – تهران) بازیگر ایرانی و همسر مسعود رایگان است.

نام اصلی : دلارا تیموریان

زمینه فعالیت : سینما – تلویزیون – تئاترظظ

ملیت : ایرانی

تولد : ۲۷ اسفند ۱۳۳۸

تهران

پیشه : بازیگر

سال‌های فعالیت : ۱۳۶۲ – تاکنون

همسر(ها) : مسعود رایگان

مدرک تحصیلی : فارغ‌التحصیل بازیگری و کارگردانی از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر

 

زندگی

وی فعالیت سینمایی را با بازی در حسرت دیدار (محرم زینال‌زاده) در سال ۱۳۷۳ شروع کرده‌است.

 

سینما

    گزارش یک جشن (۱۳۸۹)

    پستچی سه بار در نمی‌زند (۱۳۸۷)

    زادبوم (۱۳۸۷)

    روی خط صفر (۱۳۸۶)

    سنتوری (۱۳۸۵)

    گوشواره (۱۳۸۵)

    شهر آشوب (۱۳۸۴)

    بید مجنون (۱۳۸۳)

    کافه ستاره (۱۳۸۳)

    تیک (۱۳۸۰)

    قارچ سمی (۱۳۸۰)

    زندان زنان (۱۳۷۹)

    مریم مقدس (۱۳۷۹)

    دفتری از آسمان (۱۳۷۸)

    شراره (۱۳۷۸)

    مرد بارانی (۱۳۷۸)

    لژیون (۱۳۷۷)

    حسرت دیدار (۱۳۷۳)

 

تلویزیون

    رعنا

    برده رقصان

    مدار صفر درجه

    شب دهم

    شمس العماره

 

جشنواره‌ها

    تندیس زرین نقش اول زن برای فیلم زندان زنان – جشن خانه سینما ـ دوره ششم

    کاندیدا نقش دوم زن برای فیلم مرد بارانی – جشنواره فیلم فجر ـ دوره هجدهم

    کاندیدا نقش دوم زن برای فیلم مرد بارانی – جشن خانه سینما ـ دوره چهارم

    کاندیدا نقش دوم زن برای فیلم تیک – جشن خانه سینما ـ دوره هفتم

    کاندیدا نقش دوم زن برای فیلم قارچ سمی – جشن خانه سینما ـ دوره هفتم

    کاندیدا نقش اول زن برای فیلم کافه ستاره – جشن خانه سینما ـ دوره دهم

    کاندیدا نقش اول زن برای فیلم گوشواره – جشنواره فیلم فجر ـ دوره بیست و پنجم

 

بیوگرافی رویا تیموریان 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی حسین یاری


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی حسین یاری


 

 

بیوکده:حسین یاری، بازیگر ایرانی در تآتر، سینما، تلویزیون.

زمینه فعالیت : بازیگر تلویزیون و همچنین کارمند بانک مرکزی

ملیت : ایرانی

تولد : ۱۳۴۶

تهران

 

زندگی

حسین یاری در ۱۶ دی ۱۳۴۶ به دنیا آمد. داری مدرک دیپلم. بازیگری را از تئاتر و در سال ۱۳۶۰ آغاز کرد. و در واحد دوبلاژ صدا و سیما به عنوان گوینده هم فعالیت کرده‌است. واز دیگر مشغولیتهایش کارمند بانک مرکزی میباشد. با فیلم‌های دفاع مقدس شناخته شد که در این ژانر موفق بود و برای بازی در فیلم «آخرین مرحله» جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

او بازی در نقشهای دیگر را هم با فیلم‌های «سرعت» و «دنیای وارونه» تجربه کرد که برای او تجربه گرانقدری بود. بازی او در «بلوغ» تحسین منتقدان را برانگیخت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در این فیلم از هجدهمین جشنواره فیلم فجر بدست آورد.

اما شاید تنها شانس او بازی در فیلم / مجموعه «شب دهم» بود که توانست با بازی بسیار زیبایش در نقش حیدر در میان عموم محبوبیت بسیار زیادی کسب کند. شاید اگر فیلم سینمایی «شب دهم» به بخش مسابقه جشنواره بیستم فجر راه پیدا می‌کرد خیلیها برای بازی او، کتایون ریاحی و ثریا قاسمی حسابی جدا باز می‌کردند.

او در سال ۱۳۸۳ فیلم «معادله» را بر پرده سینماها داشت.

 

سینما

سال

نام فیلم

سمت

کارگردان

تهیه کننده

۱۳۹۰

ابرهای ارغوانی

بازیگر

سیامک شایقی

محمود فلاح

۱۳۹۰

از پاریس تا پاریس

بازیگر

محمد حسین لطیفی

منصور سهراب پور

۱۳۸۹

سعادت آباد

بازیگر

مازیار میری

همایون اسعدیان

۱۳۸۸

پرنده باز

بازیگر

عطاء الله سلیمانیان

حسین صابری

۱۳۸۷

کیمیا و خاک

بازیگر

عباس رافعی

عباس رافعی

۱۳۸۶

کتونی سفید

بازیگر

محمدابراهیم معیری

جهانگیر کوثری

۱۳۸۶

آن مرد آمد

بازیگردان

حمید بهمنی

-

۱۳۸۵

اقلیما

بازیگر

محمدمهدی عسگرپور

ناصر عنصری

۱۳۸۵

میم مثل مادر

بازیگر

رسول ملاقلی‌پور

منوچهر محمدی

۱۳۸۴

شهر آشوب

بازیگر

یدالله صصمدی

-

۱۳۸۳

دم صبح

بازیگر

حمید رحمانیان

-

۱۳۸۲

عروس افغان

بازیگر

ابوالقاسم طالبی

-

۱۳۸۲

معادله

بازیگر

ابراهیم وحیدزاده

-

۱۳۸۱

نغمه

بازیگر

ابوالقاسم طالبی

-

۱۳۷۹

مریم مقدس

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۸

بلوغ

بازیگر

مسعود جعفری جوزانی

-

۱۳۷۷

پرواز خاموش

بازیگر

حسین برزیده

-

۱۳۷۶

دنیای وارونه

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۴

سرعت

بازیگر

محمدحسین لطیفی

-

۱۳۷۴

آخرین مرحله

بازیگر

محسن محسنی‌نسب

-

۱۳۷۳

حمله به اچ۳

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۳

منطقه ممنوع

بازیگر

رضا جعفری

-

۱۳۷۲

جای امن

بازیگر

مجتبی راعی

-

۱۳۷۱

گریز

بازیگر

ناصر مهدی‌پور

-

۱۳۷۰

هور در آتش

بازیگر

عزیزالله حمیدنژاد

-

۱۳۶۹

آتش در خرمن

بازیگر، منشی صحنه

سعید حاجی میری

-

۱۳۶۹

در مسلخ عشق

بازیگر

کمال تبریزی

-

۱۳۶۸

اُ – منفی (-O)

بازیگر

کریم زرگر، احمدرضا گرشاسبی

-

۱۳۶۳

وارث

بازیگر

سعید بخشعلیان

-

 

 

مجموعه‌های تلویزیونی

    مردان آنجلس (سریال، فرج‌الله سلحشور،۱۳۷۷)

    روشن تر از خاموشی (سریال، حسن فتحی،۱۳۷۹)

    شب دهم (سریال، حسن فتحی،۱۳۸۰)

    فرستاده (سریال، جواد شمقدری،۱۳۸۱)

    سرزمین پدری ام (تله فیلم، شهرام شاه حسینی،۱۳۸۲)

    نذر (تله فیلم، مهرداد خوشبخت،۱۳۸۳)

    آوای زمین (تله فیلم، مهرداد خوشبخت،۱۳۸۴)

    فراموشی (تله فیلم، مسعود مددی،۱۳۸۶)

    گیلعاد (سریال، حسین سهیلی زاده،۱۳۸۶)

    تاریکی (تله فیلم، خسرو معصومی،۱۳۸۶)

    مهمانخانه‌ای در برف (تله فیلم، سعید سلطانی،۱۳۸۶)

    مثل هیچ کس (سریال، عبدالحسین برزیده،۱۳۸۷)

    زمانی برای درنگ (تله فیلم، روح الله حجازی،۱۳۸۷)

    بازگشت (تله فیلم، شاهرخ دولکو،۱۳۸۷)

    هوش سیاه(سریال، مسعود آب پرور،۱۳۸۸)

    قلب یخی (سریال، محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۹)

 

جوایز

برگزیدگان هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (بهمن ۱۳۷۸)

برگزیدگان چهاردهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (اسفند ۱۳۷۴)

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره مذهب امروز ایتالیا ۲۰۰۶ برای فیلم دم صبح

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کشتی نوح روسیه برای فیلم کتونی سفید

برنده بهترین بازیگر مردسریال های الف از جشنواره چهارم سیما سال ۱۳۸۲ برای سریال شب دهم

 

بیوگرافی حسین یاری 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی حسین یاری


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی حسین یاری


 

 

بیوکده:حسین یاری، بازیگر ایرانی در تآتر، سینما، تلویزیون.

زمینه فعالیت : بازیگر تلویزیون و همچنین کارمند بانک مرکزی

ملیت : ایرانی

تولد : ۱۳۴۶

تهران

 

زندگی

حسین یاری در ۱۶ دی ۱۳۴۶ به دنیا آمد. داری مدرک دیپلم. بازیگری را از تئاتر و در سال ۱۳۶۰ آغاز کرد. و در واحد دوبلاژ صدا و سیما به عنوان گوینده هم فعالیت کرده‌است. واز دیگر مشغولیتهایش کارمند بانک مرکزی میباشد. با فیلم‌های دفاع مقدس شناخته شد که در این ژانر موفق بود و برای بازی در فیلم «آخرین مرحله» جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

او بازی در نقشهای دیگر را هم با فیلم‌های «سرعت» و «دنیای وارونه» تجربه کرد که برای او تجربه گرانقدری بود. بازی او در «بلوغ» تحسین منتقدان را برانگیخت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در این فیلم از هجدهمین جشنواره فیلم فجر بدست آورد.

اما شاید تنها شانس او بازی در فیلم / مجموعه «شب دهم» بود که توانست با بازی بسیار زیبایش در نقش حیدر در میان عموم محبوبیت بسیار زیادی کسب کند. شاید اگر فیلم سینمایی «شب دهم» به بخش مسابقه جشنواره بیستم فجر راه پیدا می‌کرد خیلیها برای بازی او، کتایون ریاحی و ثریا قاسمی حسابی جدا باز می‌کردند.

او در سال ۱۳۸۳ فیلم «معادله» را بر پرده سینماها داشت.

 

سینما

سال

نام فیلم

سمت

کارگردان

تهیه کننده

۱۳۹۰

ابرهای ارغوانی

بازیگر

سیامک شایقی

محمود فلاح

۱۳۹۰

از پاریس تا پاریس

بازیگر

محمد حسین لطیفی

منصور سهراب پور

۱۳۸۹

سعادت آباد

بازیگر

مازیار میری

همایون اسعدیان

۱۳۸۸

پرنده باز

بازیگر

عطاء الله سلیمانیان

حسین صابری

۱۳۸۷

کیمیا و خاک

بازیگر

عباس رافعی

عباس رافعی

۱۳۸۶

کتونی سفید

بازیگر

محمدابراهیم معیری

جهانگیر کوثری

۱۳۸۶

آن مرد آمد

بازیگردان

حمید بهمنی

-

۱۳۸۵

اقلیما

بازیگر

محمدمهدی عسگرپور

ناصر عنصری

۱۳۸۵

میم مثل مادر

بازیگر

رسول ملاقلی‌پور

منوچهر محمدی

۱۳۸۴

شهر آشوب

بازیگر

یدالله صصمدی

-

۱۳۸۳

دم صبح

بازیگر

حمید رحمانیان

-

۱۳۸۲

عروس افغان

بازیگر

ابوالقاسم طالبی

-

۱۳۸۲

معادله

بازیگر

ابراهیم وحیدزاده

-

۱۳۸۱

نغمه

بازیگر

ابوالقاسم طالبی

-

۱۳۷۹

مریم مقدس

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۸

بلوغ

بازیگر

مسعود جعفری جوزانی

-

۱۳۷۷

پرواز خاموش

بازیگر

حسین برزیده

-

۱۳۷۶

دنیای وارونه

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۴

سرعت

بازیگر

محمدحسین لطیفی

-

۱۳۷۴

آخرین مرحله

بازیگر

محسن محسنی‌نسب

-

۱۳۷۳

حمله به اچ۳

بازیگر

شهریار بحرانی

-

۱۳۷۳

منطقه ممنوع

بازیگر

رضا جعفری

-

۱۳۷۲

جای امن

بازیگر

مجتبی راعی

-

۱۳۷۱

گریز

بازیگر

ناصر مهدی‌پور

-

۱۳۷۰

هور در آتش

بازیگر

عزیزالله حمیدنژاد

-

۱۳۶۹

آتش در خرمن

بازیگر، منشی صحنه

سعید حاجی میری

-

۱۳۶۹

در مسلخ عشق

بازیگر

کمال تبریزی

-

۱۳۶۸

اُ – منفی (-O)

بازیگر

کریم زرگر، احمدرضا گرشاسبی

-

۱۳۶۳

وارث

بازیگر

سعید بخشعلیان

-

 

 

مجموعه‌های تلویزیونی

    مردان آنجلس (سریال، فرج‌الله سلحشور،۱۳۷۷)

    روشن تر از خاموشی (سریال، حسن فتحی،۱۳۷۹)

    شب دهم (سریال، حسن فتحی،۱۳۸۰)

    فرستاده (سریال، جواد شمقدری،۱۳۸۱)

    سرزمین پدری ام (تله فیلم، شهرام شاه حسینی،۱۳۸۲)

    نذر (تله فیلم، مهرداد خوشبخت،۱۳۸۳)

    آوای زمین (تله فیلم، مهرداد خوشبخت،۱۳۸۴)

    فراموشی (تله فیلم، مسعود مددی،۱۳۸۶)

    گیلعاد (سریال، حسین سهیلی زاده،۱۳۸۶)

    تاریکی (تله فیلم، خسرو معصومی،۱۳۸۶)

    مهمانخانه‌ای در برف (تله فیلم، سعید سلطانی،۱۳۸۶)

    مثل هیچ کس (سریال، عبدالحسین برزیده،۱۳۸۷)

    زمانی برای درنگ (تله فیلم، روح الله حجازی،۱۳۸۷)

    بازگشت (تله فیلم، شاهرخ دولکو،۱۳۸۷)

    هوش سیاه(سریال، مسعود آب پرور،۱۳۸۸)

    قلب یخی (سریال، محمدحسین لطیفی، ۱۳۸۹)

 

جوایز

برگزیدگان هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (بهمن ۱۳۷۸)

برگزیدگان چهاردهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (اسفند ۱۳۷۴)

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره مذهب امروز ایتالیا ۲۰۰۶ برای فیلم دم صبح

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کشتی نوح روسیه برای فیلم کتونی سفید

برنده بهترین بازیگر مردسریال های الف از جشنواره چهارم سیما سال ۱۳۸۲ برای سریال شب دهم

 

بیوگرافی حسین یاری 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی اجی دیوگن


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی اجی دیوگن

 

بیوکده:اجی دیوگن 

نام اصلی : ویشال دیوگن

ملیت : هند

تولد : ۲ اپریل ۱۹۶۹

مومبئی هند

والدین : ویرودیوگن وینادیوگن

پیشه : بازیگر , کارگردان و تهیه کننده

سال‌های فعالیت : ۱۹۹۱ تا کنون

همسر(ها) : کاجول موکرجی

اجی دیوگن با نام اصلی (ویشال دیوگن) در ۲ اپریل ۱۹۶۹ در مومبی به دنیا امد. نام پدرش ویرو دیوگن که از کارگردانان معروف سینمای هند است،مادرش وینا دیوگن می‌باشد که او نیز از تهیه کنندگان سرشناس سینما است. اجی با هنر پیشهٔ زن سینمای هند کاجول ازدواج کرده‌است که نتیجهٔ این پیوند دو فرزند است یک دختر و یک پسر. اولین فیلم او پهول اور کانتی(۱۹۹۱)به روی پردهٔ سینماها رفت و موفقیت خوبی را بدنبال داشت.

 

بیوگرافی اجی دیوگن 

دسته : ,
برچست ها :

بیوگرافی اجی دیوگن


تاریخ انتشار پست : 1396/8/25 بازدید : 0
بیوگرافی اجی دیوگن

 

بیوکده:اجی دیوگن 

نام اصلی : ویشال دیوگن

ملیت : هند

تولد : ۲ اپریل ۱۹۶۹

مومبئی هند

والدین : ویرودیوگن وینادیوگن

پیشه : بازیگر , کارگردان و تهیه کننده

سال‌های فعالیت : ۱۹۹۱ تا کنون

همسر(ها) : کاجول موکرجی

اجی دیوگن با نام اصلی (ویشال دیوگن) در ۲ اپریل ۱۹۶۹ در مومبی به دنیا امد. نام پدرش ویرو دیوگن که از کارگردانان معروف سینمای هند است،مادرش وینا دیوگن می‌باشد که او نیز از تهیه کنندگان سرشناس سینما است. اجی با هنر پیشهٔ زن سینمای هند کاجول ازدواج کرده‌است که نتیجهٔ این پیوند دو فرزند است یک دختر و یک پسر. اولین فیلم او پهول اور کانتی(۱۹۹۱)به روی پردهٔ سینماها رفت و موفقیت خوبی را بدنبال داشت.

 

بیوگرافی اجی دیوگن 

دسته : ,
برچست ها :
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد